قسمت دوازدهم نامه
47 - و در كار خراج بصلاح خراج دهندگان كنجكاوى كن ، زيرا در صلاح خراج و صلاح خراج دهندگان ديگران را آسايش و راحتى است ، و آسايش و راحتى براى ديگران نيست مگر بواسطهء خراج دهندگان ، چون مردم همه جيرهخوار خراج و خراج دهندگانند ( پس اگر امر خراج و خراج گزاران درست باشد مردم در آسايشند و اگر به آن اعتناء نكنى همه گرفتارند ) 48 - و بايد انديشهء تو در آبادى زمين ( كه از آن خراج گرفته مىشود ) از انديشه در ستاندن خراج بيشتر باشد ، زيرا خراج بدست نمى آيد مگر به آبادى ، و كسى كه خراج را بى آباد نمودن بطلبد به ويرانى شهرها و تباه نمودن بندگان پرداخته ، و كار او جز اندكى پايدار نمى ماند ، 49 - پس اگر خراج دهندگان شكايت كنند از سنگينى ( مالياتى كه بر ايشان مقرّر گشته ) يا از علّت و آفتى ( كه بمحصول رسيده باشد ) يا از قطع شدن بهرهء آب ( باينكه كاريزشان بند آمده يا سدّ اصطخر و رودخانه را سيل برده و مانند آن ) يا از نيامدن باران و شبنم يا از تغيير يافتن و دگرگون شدن زمين كه آن را آب ( سيل و مانند آن ) پوشانده يا بى آبى ( گياه ) آن را تباه ساخته ، بايشان تخفيف بده به اندازهاى كه اميدوارى كار آنان درست و نيكو شود ( شارح قزوينىّ ملّا محمّد صالح « رحمه اللّه » در اينجا فرموده : اين كلام دلالت كند بر آنكه خراج تنها زكوات نيست كه در شرع تعيين گرديده ، بلكه مالياتى است مقرّر بر زمين و آب و غير آن باندازهء لزوم كه بر طبق مصلحت وقت در آن تفاوت مى نهند ، و ظاهرا تخصيص به ارباب ذمهّ ندارد ) 50 - و بايد سبك ساختن سنگينى بار ايشان بر تو گران نيايد ، زيرا تخفيفى كه به آنها دادهاى اندوختهاى است كه با آبادى شهرها و آرايش دادن حكومتت