قسمت يازدهم نامه
43 - پس در كارهاى عمّال و كار گردانانت نظر و انديشه كن ، و چون آنان را تجربه و آزمايش نمودى به كار وادار ( تا ديانت و راستى و درستيشان را نيازمودهاى بكارى مگمار ) و آنها را بميل خود و كمك بايشان و سر خود ( بى مشورت ) بكارى نفرست ، زيرا بميل و سر خود كسى را بكارى گماشتن گرد آمدهايست از شاخههاى ستم و نادرستى ( به رعيّت ، چون حكمران اگر سر خود بدون مشورت و آزمايش به هواى نفس اشخاصى را به كارهايى گماشت خلاف عدل و داد رفتار نموده و امانت مردم را تباه ساخته است ) و ايشان را از آزمايش شدگان و شرم داران از خاندانهاى نجيب و شايسته و پيش قدم در اسلام بخواه ( به كار بگمار ) زيرا آنها داراى اخلاق و خوهاى گراميتر و ناموس درستتر ( ننگ بر خود روا نداشتهاند ) و طمعهاى كمتر و انديشهء در پايان كارها را رساتر هستند ، 44 - پس جيره و خوار و بارشان را فراوان ده كه اين كار آنان را به اصلاح ( و نيك كردن خوهاى ) خودشان توانا مى دارد ، و بى نياز مى گرداند از خوردن آنچه ( مال مسلمانها ) كه زير دستهاشان مى باشد ، و حجّت و دليل است بر ايشان اگر فرمانت را به كار نبستند يا در امانتت رخنهاى گشودند ( اگر آنها را سير نموده باشى و دستورت را انجام ندهند يا در امانتت خيانت نموده رشوه گيرند و تو بخواهى به كيفرشان برسانى عذرى ندارند ) 45 - پس در كارهايشان كاوش و رسيدگى كن ، و بازرسهاى راستكار و وفادار بر آنان بگمار ، زيرا خبرگيرى و بازرسى در نهانى تو كارهاى آنها را سبب وادار نمودن ايشان است بر امانت دارى و مداراة نمودن و نرمى با رعيّت ( هرگاه والى به كارهايشان نرسد آنها از راه عدل و دادگرى بيرون رفته