تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 1000

مساهمون:

ص١٠٠٠

قسمت پنجم نامه

17 - بدترين وزيران تو ( كسى را كه بر شئون مملكت گماشته از رأى و انديشه‌اش كمك مى طلبى ) وزيرى است كه پيش از تو وزير اشرار و بد كرداران و در گناهان ( كارهاى ناشايسته ) با آنها شريك و انباز بوده ، پس ( چنين كس ) نبايد از خواصّ و نزديكان تو باشد ، زيرا آنان يار گناهكاران و برادر ( همراه ) ستمگران هستند ، در حالى كه تو بجاى آنها در كسانى كه داراى انديشه‌ها و كاربريهاى نيكو مانند آنها ( در امور مملكت ) هستند مى توانى بهترين وزير را بيابى كه چنان گناهان و كارهاى زشت آنان ( كه در حكومت اشرار مرتكب شده‌اند ) بر او نيست ، و ستمگر را بر ستم و گناهكار را بر گناهش همراهى و يارى نكرده‌اند : هزينهء ايشان براى تو سبكتر ( زيرا اندك نعمت ترا بسيار دانسته از آن قدر دانى نموده سپاسگزار مى باشند ) و ياريشان برايت نيكوتر ، و ميل و رغبتشان به تو از روى مهربانى بيشتر ، و دوستيشان با غير تو كمتر است ، پس ايشان را در خلوتها و مجلسهاى خود از نزديكان قرار ده ، 18 - و بايد برگزيده‌ترين ايشان نزد تو وزيرى باشد كه سخن تلخ حقّ به تو بيشتر گويد ، و كمتر ترا در گفتار و كردارت كه خدا براى دوستانش نمى پسندد بستايد اگر چه سخن تلخ و كمتر ستودن خواهش و آرزوى تو سبب دلتنگيت شود ( هر چند گفتار و كردار تلخ او بر تو گران آيد و از روش او خوشنود نباشى ) . 19 - و خود را به پرهيزكاران و راستگويان بچسبان ( هميشه با آنها همنشين باش ) و آنان را وادار و بياموز كه بسيار ترا نستايند ، و از اينكه نادرستى بجا نياورده‌اى ( و شايستهء بيان نيست ) ترا شاد نگردانند ( تا ترا به خود متوجهّ سازند ) زيرا بسيارى اصرار در ستايش شخص را خود پسند ساخته سركشى بار مى آورد .