نيكوئى خلافت را دريافت و از شرّ آن پيشى گرفت ( تا بود امر خلافت منظّم بوده اختلالى در آن راه نيافت ) طاعت خدا را بجا آورده از نافرمانى او پرهيز كرده حقّش را اداء نمود ( و ليكن ) 3 از دنيا رفت در حالى كه مردم را در راههاى گوناگون انداخت ( بطوريكه ) گمراه در آنها راه نمى يابد ، و راه يافته بر يقين و باور نمى ماند .
220 - از سخنان آن حضرت عليه السلام است در چگونگى بيعت مردم با آن بزرگوار
، و پيش از اين ( در سخن پنجاه و سوّم و صد و سى و هفتم ) مانند آن بالفاظ ديگر گذشت : ( براى بيعت با من ) 1 دستم را گشوديد و من بهم نهادم ، و آن را كشيديد و من باز داشتم ، پس از آن بر من ازدحام نموديد چون ازدحام شتران تشنه هنگاميكه به آبشخورهاشان وارد ميشوند ، 2 تا اينكه بند كفش ( از پاها ) گسيخت ، و عباء ( از دوش ) افتاد ، و ناتوان زير پا ماند ، و شادى