قسمت سيزدهم خطبه
58 آگاه باشيد رشتهء اسلام را گسيختند ( با عصبيّت و گردنكشى الفت و دوستى را پشت سر انداخته با يكديگر دشمنى نموديد ) و حدود آن را معطّل كرديد ( بوظائف آن عمل ننموديد ) و احكام آن را ( كه بزرگتر و مهمتر از همهء آنها امر بمعروف و نهى از منكر است ) از بين برديد ( ولى من كه امام مفترض الطّاعة و پيشواى شما هستم ، و نزديكترين اشخاص به رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله بودم به آنچه مأمور شدهام رفتار مى نمايم ، بنا بر اين ) بدانيد خداوند مرا بجنگ با ستمگران و پيمان شكنان و تباهكاران در روى زمين امر فرمود : پس با پيمان شكنان ( اصحاب جمل : طلحه و زبير و پيروانشان ) جنگيدم ( و آنان را از پا در آوردم ) و با آنان كه دست از حق برداشتند ( اهل شام ) جهاد كرده زد و خورد نمودم ، و بر آنان كه از دين بيرون رفتند ( خوارج نهروان ) خشم نموده زبون و خوارشان كردم ، 59 و امّا شيطان ردهه را ( كه يكى از رؤساى خوارج نهروان ثرمله يا حرقوص ابن زهير و لقبش ذو الثدّيه است براى آنكه يك دستش مانند پستان زنان بوده است ، و بعضى ذو اليديّة خواندهاند يعنى داراى يك دست كوچك ) از ( كشتن و جنگيدن با ) او بسبب صداى ترسناك كه از آن فرياد تپش دل و جنبش و لرزش سينهاش را شنيدم ، بى نياز گرديدم ( ردهه در لغت بمعنى گودالى است در كوه يا در سنگ