سخت كه آب باران در آن جمع مىشود ، و اينكه او را شيطان تعبير فرموده براى آنست كه چون گمراه و پيشواى گمراهان بوده و اينكه او را به ردهه نسبت داده براى آنست كه پس آن حضرت پس از فراغت از جنگ با خوارج نهروان خواست او را در بين كشتگان بيابد بعد از جستجوى بسيار در گودالى افتاده بود ، و مراد از صعقه يعنى صداى وحشت انگيز و ترسناك آنست كه روايت شده آن حضرت چون با خوارج رو برو شد نعره و فريادى كشيد كه ذو الثدّيهّ از جملهء كسانى بوده كه از ترس گريخت تا اينكه در گودالى كشته او را يافتند ، و گفتهاند : خداوند او را بر اثر صاعقهء آسمانى تباه ساخت ، و گفته شده : چون آن بزرگوار شمشيرى بر او زد بيهوش گرديده مرد ، و گروهى گفتهاند : شيطان ردهه شيطانى از فرزندان شيطان بوده ، و ديگرى گفته : مراد از او شيطان جنّ است . لكن ظاهر فرمايش امام عليه السّلام و مناسبتر بمقام كه پس از دقّت و تأمّل معلوم مى گردد آنست كه مراد از شيطان ردهه يكى از رؤساى خوارج است كه بر اثر فرياد آن حضرت گريخته در گودالى كشتهاش پيدا شد ( و اللّه أعلم ) و آنچه از ستمگران ( معاويه و اطرافيانش كه بر اثر مكر و حيلهء عمرو ابن عاص كه قرآنها بر سر نيزهها زده جنگ صفّين را خاتمه دادند ) باقى ماند ، اگر خداوند رخصت دهد ( بخواهد و زنده بمانم ) دوباره كه بسوى ايشان مى روم دولت و توانائى را از آنان بگيرم ( و همه را تباه سازم ) مگر اندكى كه در اطراف شهرها پراكنده شوند ( در اينجا شجاعت و دليرى و مقام و منزلت و بزرگوارى خود را گوشزد نموده مى فرمايد : ) 60 من در كوچكى سينههاى عرب را به زمين رساندم ( در جنگهاى صدر اسلام بزرگان آنان را كشتم ) و شاخههاى نو بر آمده ( دليران قبيلهء ) ربيعه و ( قبيلهء ) مضر را شكستم ، و شما قدرت و منزلت مرا از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله بسبب خويشى نزديك ( پسر عمو و داماد او بودن ) و مقام بلند و احترام مخصوص ( كه نزد آن حضرت داشتم و مرا بخلافت نصب فرمود ) مى دانيد ، زمان كودكى مرا در كنار خود پرورش داد ، و به سينهاش مى چسبانيد ، و در بسترش در آغوش مى داشت ، و تنش را به من مى ماليد ، و بوى خوش خويش را به من مى بويانيد ، و خوراكى جويده در دهان من مى نهاد ( چنان كه پدر نسبت به فرزند كند ) و دروغ در
نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 813
مساهمون: خطب الإمام علي ( ع )
ص٨١٣