تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 809

مساهمون:

ص٨٠٩

قسمت دوازدهم خطبه

52 - آگاه باشيد شما ( بعد از عزّت و بزرگوارى كه بر اثر گرويدن به شريعت حضرت خير الأنام يافتيد ) دستهاتان را از ريسمان طاعت و پيروى رهانيديد ( از خدا و رسول اعراض و دورى نموديد ) و در حصار خدا كه به اطراف شما كشيده شده بود بوسيلهء حكمهاى جاهليّت ( عادات پيش از اسلام ) رخنه كرديد ( از امام و پيشواى خود فرمان نبرده بر اثر آن دنيا و آخرت خويش را بر باد داديد ) و خداوند سبحان بر اين امّت منّت نهاد ( بدون رنج نعمت بايشان ارزانى داشت ) در ريسمان اين الفت و مهربانى كه بين آنها بست - الفتى كه در سايهء آن وارد ميشوند ، و در كنار آن قرار مى گيرند - به نعمتى ( دينى كه موجب الفت است ) كه كسى از آفريدگان بهاى آن را نمى داند ، زيرا بهاى الفت و مهربانى با يكديگر از هر بهايى افزونتر و از هر بزرگى بزرگتر است ( چون با الفت و يگانگى سعادت و نيكبختى دنيا و آخرت بدست مى آيد ) . 53 و بدانيد شما بعد از هجرت ( از نادانى و گمراهى به دانائى و رستگارى دوباره بر اثر عصبيّت و گردنكشى و دشمنى با يكديگر و بر پا كردن فتنه و آشوب ) اعراب ( و باديه نشينان نادانى و گمراهى ) شديد ، و بعد از دوستى ( گرد آمدن با هم ) گروه گروه ( مخالف و دشمن يكديگر ) گرديديد ، با اسلام علاقه و ارتباطى نداريد مگر بنام آن ، و از ايمان نمى شناسيد مگر نشان آن را ( فقط به زبان شهادتين مى گوئيد ، ولى از احكام اسلام چيزى فرا نگرفته و به حقيقت ايمان پى نبرده‌ايد ) 54 مى گوئيد به آتش مى رويم و به ننگ تن نمى دهيم ( مثل النّار و لا العار را كسانى كه زير بار ذلّت و خوارى نمى روند مى گويند ، اگر در بارهء حقّ گفته شود نيكو است ، و اگر در بارهء باطل گفته شود نادرست است ، و چون غرض اهل كوفه اگر خطاب با ايشان باشد ، يا غرض آنها و اهل شام اگر خطاب عامّ باشد ، فتنه و آشوب و مخالفت با دستور اسلام بود ، امام عليه السّلام در سرزنش آنان مى فرمايد : ) مانند آنست كه شما مى خواهيد اسلام را از صورتى كه هست وارونه نمائيد ( از بين ببريد همانطور كه كفّار و منافقين و دشمنان در صدد از بين بردن آن