تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 807

مساهمون:

ص٨٠٧
رها كردند ، زبون ترين امتها بودند از جهت خانه و جايگاه ، و بد بختترين آنها از جهت آسايشگاه ( جائى داشتند كه آب و گياه نبود ) 48 به زير بار مهترى گرد نمى آمدند كه به آن پناه برند ( كسى نبود كه آنها را بدين و آئينى دعوت نموده بر امرى گرد آورد تا از اين بدبختى و سختى برهند ) و نه به زير سايهء الفت و مهربانى كه بر عزّت و بزرگوارى آن تكيه كنند ( پيشوايى نداشتند تا در سايهء اعتماد به او بياسايند ) پس با حالات نگران و دستهاى مختلف ( با هم همراه نبودن ) و بسيارى پراكنده ، در رنج سخت و جهل و نادانى از قبيل زنده به گور كردن دختران ، و پرستيدن بتها ، و دورى جستن از خويشان ، و غارتگرى از هر راهى بودند . 49 پس بنگريد به نعمتهاى خداوند بر ايشان زمانيكه بسوى آنان پيغمبرى ( حضرت خاتم الأنبياء صلى اللّه عليه و آله ) را فرستاد و آنها را فرمانبر شريعت او گردانيد ، و بر دعوت او ايشان را گرد آورده با هم مهربانشان ساخت ، چگونه نعمت و آسايش بال بزرگوارى خود را به روى آنها گسترد ، و نهرهاى خوشگذرانى را براى آنان روان كرد ، و شريعت ( آن حضرت ) آنها را در سودهاى پر بركت خود گرد آورد ، پس غرقهء نعمت آن شدند ( چون منتهى درجهء نيكبختى و بزرگوارى و آسايش را براى ايشان فراهم آورده بود ) و از خرّمى زندگانى آن خوشنود گرديدند ، 50 زندگانيشان در سايهء پادشاه غالب ( دين مقدّس اسلام ) بر قرار شد ، و آنها را نيكوئى حالشان در كنار بزرگوارى و غلبه جا داد ، و كارها براى ايشان آسان گرديد ، در رفعت پادشاهى استوار ( سعادت دنيا و آخرت به آنها رو آورد ) 51 پس ايشان فرمان دهنده بر جهانيان و پادشاهان اطراف زمينها ( شهرها ) بودند ، مسلّط شدند بر كسانى كه بر آنها تسلّط داشتند ، و فرمانها مى دادند بر آنان كه بر آنها فرمانده بودند ، براى ايشان نيزه‌اى انداخته و سنگى پرتاب نمى شد ( دين اسلام به آنها قدرت و توانائى داد كه زمامدار كارهاى جهان و فرمانده جهانيان گشتند ، و كسى بر آنان مسلّط نمى گشت ) .