تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 793

مساهمون:

ص٧٩٣

قسمت ششم خطبه

24 و اگر خداوند سبحان مى خواست براى پيغمبرانش آنگاه كه آنان را بر انگيخت ، گنجهاى زر و كانهاى طلاى ناب و باغهائى كه همه گونه درخت در آن مى كارند قرار دهد ، و مرغهاى آسمان و جانوران زمين را با ايشان همراه سازد بجا مى آورد ، و اگر چنين ميكرد آزمايش ساقط مى شد ، و پاداش نادرست مى گرديد ، و خبرها ( ى آسمانى و پيغامهاى الهى ) موردى نداشت ( زيرا اگر كسى با چنين نعمت و شوكت و توانائى از جانب خداوند به بندگان بر انگيخته مى شد از حكم او سر نمى پيچيدند و با كمال فروتنى فرمانش را انجام مى دادند ، و در اين صورت فرمانبر و پيرو واقعى و گناهكار حقيقى شناخته نمى شد ، و پاداش و كيفر به كار نمى آمد ) و براى قبول كنندگان ( دعوت و فرمان چنين پيغمبرى ) مزدهاى آزمايش شدگان لازم نبود ( زيرا پيروى از چنين پيغمبرى از راه طمع و آز يا خوف و ترس مى باشد ، نه از راه امتحان تا ثواب و پاداش آزمايش شدگان نصيب گردد ) و گرويدگان ( به آن پيغمبر ) شايستهء ثواب نيكوكاران نبودند ( زيرا ايمانشان از راه نا علاجى بود ) و نامها با معانى مطابقت نمى كرد ( زيرا اسلام و ايمان و فروتنى از راه آز و ترس اگر چه به اين نامها ناميده مىشود و ليكن چون حقيقى نيست اسم با معنى مطابقت ندارد ، پس از اينرو ايشان را با عظمت و شوكت و توانائى بر نيانگيخت ) 25 ولى خداوند سبحان پيغمبرانش را در اراده و تصميمهاشان قوىّ و توانا گردانيد ، و در آنچه ديده‌ها به حالاتشان مى نگرند ناتوانشان قرار داد ، با قناعتى ( به اندك راضى شدنى ) كه دلها و چشمها را از بى نيازى پر ميكرد ( هر صاحب دلى كه در ايشان انديشه كند مى بيند و مى فهمد كه آنها مانند سائر درويشان و نيازمندان از ناكامى جهان در غمّ و اندوه نيستند ، بلكه شهان و بى نيازان حقيقى هستند كه دلهاشان به قناعت و رضاء توانگر است ) و با فقر و تنگدستى كه چشمها و گوشها را از رنج و آزار پر مى نمود ( هر كه احوال پريشان آنها را ديده و مى شنيد افسرده مى شد چون در ظاهر پريشان و بى سامان و نيازمند بودند ) 26 و اگر پيغمبران داراى توانائى بودند كه كسى قصد تسلّط بر ايشان نمى كرد ، و داراى تسلّطى بودند كه ستم نمى كشيدند ، و داراى سلطنت و پادشاهى بودند كه گردنهاى مردان بسوى آن كشيده مى شد ، و ( به قصد ديدن شوكتشان ) گره‌هاى پالان شتران بسته مى گرديد ( مردم