تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 791

مساهمون:

ص٧٩١
فرموده : أَ يَحْسَبُونَ أَنَّما نُمِدُّهُمْ بِهِ مِنْ مالٍ وَ بَنِينَ ( ى 56 ) نُسارِعُ لَهُمْ فِي الْخَيْراتِ بَلْ لا يَشْعُرُونَ يعنى آيا گمان ميكنند آنچه ما از دارائى و فرزندان بايشان عطاء مى كنيم در نيكوئيهاى ايشان مى شتابيم ( چنين نيست ) بلكه شعور ندارند و نمى فهمند ( كه آنها را بمال و فرزند مى آزماييم و مهلت مى دهيم كه تا چه اندازه در معصيت و نافرمانى افزوده بر اثر آن به عذاب گرفتار شوند ) 23 و خداوند سبحان بندگان خود را كه داراى خودپسندى و سربلندى هستند به دوستانش كه در نظر آنها ضعيف و زبون مى آيند مى آزمايد ، و ( شاهد بر آن داستان موسى و فرعون است كه ) موسى ابن عمران با برادرش هارون صلى اللّه عليهما كه همراه او بود بر فرعون وارد شد و در بر آنها جامه‌هاى پشمى و در دستشان عصاى چوبى بود ، پس با او قرار گذاشتند كه اگر اسلام آورد ( به يگانگى خدا و رسالت موسى اقرار نمايد ) پادشاهيش باقى و عزّت و سر و ريش بر جا باشد ، فرعون ( به پيروان خود ) گفت از اين دو نفر به شگفت نمى آييد كه بر جا ماندن سرورى و بقاء و پادشاهى را با من شرط مى نمايند در حالى كه به اين پريشانى و زبونى هستند كه مى بينيد ، پس ( آنان را توبيخ و سرزنش نموده بمردم گفت اگر اين دو نفر از جانب خدا آمده‌اند ) چرا دست بندهاى طلا بدستشان آويخته نشده ( چون در آن زمان هرگاه مردى را سيّد و مهتر قرار مى دادند او را بدست بند و طوق طلا مى آراستند ، چنان كه شيخ طبرسى رحمه اللّه در مجمع البيان فرموده است ، خلاصه فرعون اين سخن را گفت ) به جهت آنكه طلا و گرد آوردن آن را بزرگ دانسته پشم و پوشيدن آن را ( كه در بر موسى و هارون ديد ) پست انگاشت .