قسمت پنجم خطبه
21 و اگر خداوند به كسى از بندگانش خودپسندى و سربلندى را رخصت و اذن مى داد ( براى او جائز مى دانست ) به پيغمبران و دوستان خود اجازه مى داد ، و ليكن آنها را از خود خواهى و سربلندى منع كرده تواضع و فروتنيشان را پسنديده داشت ( بى آنكه كسى را استثناء فرمايد ) پس ( ايشان هم امتثال امر و فرمان او را بتواضع و فروتنى نموده از بسيارى خضوع و افتادگى ) رخسارهاى خود به زمين نهاده چهرههاشان را به خاك ماليدند ، و بالهاى ( خدمتگزارى و خوشرويى ) خويش را براى مؤمنين و خدا پرستان به زير افكندند ( بلند پروازى و سرفرازى نشان ندادند ) و انبياء و دوستان خدا گروهى بودند ضعيف شمرده شده كه ( مردم و دنيا دوستان آنان را در نظر خود ضعيف و ناتوان مى پنداشتند ) خداوند آنها را به گرسنگى آزموده به سختى گرفتار و بمواضع خوف و ترس امتحان فرمود ، و از ناشايستهها خالص و پاك گردانيد ، 22 پس ( چون پيغمبران و دوستان خدا در دنيا به اين منوال گذراندند بنا بر اين ) خوشنودى و خشم خدا را به دارائى و فرزند داشتن نپنداريد ( كه دارائى و فرزندان علامت خوشنودى و نداشتن آنها دليل خشم او نيست ) از روى نادانى به جاهاى امتحان و آزمايش در توانگرى و تنگدستى كه خداوند سبحان ( در قرآن كريم س 23 ى 55 )