تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 775

مساهمون:

ص٧٧٥
و بپاى آنها زخم رسيده ، و بعضى چون گوشت جدا شده ، و بعضى مانند بدن سر بريده ، و بعضى همچون خون ريخته شده ، و بعضى ( بر اثر غمّ و اندوه ) دستهاى خود را گزان ، و بعضى ( دريغ خورده بر اثر آن ) كفهاى خود را بر هم زنان ، و بعضى ( بر اثر بيچارگى ) دو گونه بر مرفق و آرنج نهاده ، و بعضى انديشهء خود را سرزنش نموده نادرست دانند ، و بعضى از قصد خويش رو گردانند ، در حالى كه تدبير و چاره از دست رفته ( سود ندارد ) و بلاى ناگهانى رو آورده ( مرگ رسيده و كار از كار گذشته ) و آن هنگام موقع گريختن نيست ( خداوند در قرآن كريم س 38 ى 3 مى فرمايد : كَمْ أَهْلَكْنا مِنْ قَبْلِهِمْ مِنْ قَرْنٍ فَنادَوْا وَ لاتَ حِينَ مَناصٍ يعنى چه بسيار پيش از ايشان از مردم روزگار را تباه ساختيم ، پس كمك خواستند « تا بگريزند » و هنگام گريختن و فرار كردن نبود ) 10 چه بسيار دور است ( گريختن و تدارك كار بعد از رسيدن مرگ ) بتحقيق از دست رفت آنچه از دست رفت ، و گذشت آنچه گذشت ( زمان تدارك گناهان و جبران خطاها و كارهاى زشت سپرى شد ) و دنيا به دلخواه خود ( نه بر وفق آرزوى اهلش ) گذشت ( در قرآن كريم س 44 ى 29 مى فرمايد : فَما بَكَتْ عَلَيْهِمُ السَّماءُ وَ الْأَرْضُ وَ ما كانُوا مُنْظَرِينَ يعنى ) پس اهل آسمان و زمين بر هلاك دنيا پرستان گريه نكردند ( افسردگى به خودشان راه ندادند ) و آنها از مهلت داده شدگان نبودند ( تا راه رهائى از عذاب بيابند ) .