مثل و مانندى نيست تا همتا و برابر او باشد ( زيرا اگر براى او مانندى فرض نماييم آن يا ممكن الوجود است يا واجب الوجود ، اگر ممكن الوجود باشد در وجود از او متأخّر است و نمى شود برابر و مانند او باشد ، و اگر واجب الوجود باشد منافات دارد با احديّت و يكتا بودن او و لازمهء آن تركيب است ، زيرا هر چه از براى آن مانند باشد مركّب است از دو جزء يكى از جهت اتّحاد و يكى از جهت امتياز ، و واجب الوجود كه مبدا جميع ممكنات مى باشد محالست مركّب باشد ) او است نابود كنندهء اشياء بعد از بود آنها تا اينكه هست آنها نيست گردد ( بطورى از بين مى روند كه گويا اصلا نبودهاند ) 17 - و نيست شدن دنيا بعد از آفريدن آن شگفت تر ( و دشوارتر ) از ايجاد و پديدار نمودن آن نيست ، و چگونه شگفت تر باشد در حالى كه اگر همهء جانداران دنيا از مرغان و چهارپايان و آنچه را شبانگاه به طويلهءشان باز مى گردانند و آنچه در صحراء مى چرند و اقسام و انواع گوناگون آنها و آنچه پست و كودنند و آنچه زير كند از آنها گرد آيند به آفريدن پشهّاى توانا نيستند ، و نمى شناسند كه چگونه است راه ايجاد آن ، و عقلها و خردهاشان در دانستن آن حيران و سرگردان است ، و قوّتهاشان عاجز و مانده مى باشند ، و باز مى گردند زبون و خسته در حالى كه مى دانند شكست خوردهاند ، و به ناتوانى آفرينش آن اقرار و بنتوانستن نيست كردن آن اعتراف مى نمايند ( زيرا اگر خدا نخواهد كسى نمى تواند آن را بگيرد چه جاى آنكه حقيقتا نيست گرداند . گفتهاند : پشه در خلقت مانند پيل است ولى اعضاء آن بيشتر از پيل مى باشد ، زيرا پيل داراى چهار پا و خرطوم و دم است و پشه علاوه بر اين اعضاء داراى دو پا و چهار بال است كه با آن بالها پرواز مىكند ، و خرطوم پيل مجوّف و سوراخ نيست ولى خرطوم پشه سوراخ است و چون آن را به بدن انسان فرو برد با آن خون مى خورد ، پس خرطوم پشه به منزلهء حلقوم آن است ) .
نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 751
مساهمون: خطب الإمام علي ( ع )
ص٧٥١