قسمت چهارم خطبه
18 - و خداوند منزهّ از نقائص بعد از نابود شدن دنيا ( پيش از قيامت ) تنها باقى است كه چيزى با او نيست ، همانطور كه پيش از ايجاد و آفرينش آن بود همچنين بعد از نيست شدن آن بدون وقت و مكان و هنگام و زمان مى باشد ( زيرا مكان در صورت نبودن افلاك داراى وجود و هستى نيست ، و وقت و حين و زمان هم كه معنى همهء آنها هنگام است عبارت از مقدار حركت فلك مى باشد ، پس در صورت نيست شدن فلك حركتى نيست تا زمان باشد ) با نيست شدن دنيا مدّتها و وقتها و سالها و ساعتها نيست مى گردند ( زيرا همهء اينها اجزاء و زمان است كه با نيست شدن فلك معدوم شدهاند ) پس چيزى نيست مگر خداى يكتاى غالب ( بر همهء اشياء ) كه بازگشت جميع كارها بسوى او است ( خلاصه چيزى نيست مگر آنكه فانى گردد حتّى وقت و زمان كه پندارند اگر همهء كائنات معدوم شوند زمان و وقت باقى مى باشند . فرمايش امام عليه السّلام إنّ اللّه - سبحانه - يعود بعد فناء الدّنيا تا اينجا صريح است كه ذوات همهء اشياء پيش از قيامت نيست شوند ، در قرآن كريم س 21 ى 104 مى فرمايد : كَما بَدَأْنا أَوَّلَ خَلْقٍ نعُيِدهُُ يعنى چنان كه در آغاز آفريدن ايجاد كرديم آن را باز مى گردانيم ، و چون آن را از عدم ايجاد فرموده اعاده نيز از عدم مى باشد ، بنا بر اين قول باينكه مراد از فناء و نيست شدن اشياء تفرّق و پراكندگى اجزاء است ، زيرا اعادهء معدوم محال است ، جاى بسى گفتگو است ، و چون اين كتاب براى مطالعهء همگان است شرح و بسط اين مسئله اينجا سزاوار نيست ) در ابتداى آفرينش مخلوقات داراى قدرت و اختيارى نبودند و فناء و نيستيشان هم بدون امتناع و ابائى از آنها خواهد بود ، و اگر مى توانستند امتناع نمايند هميشه باقى بودند ( خداوند همانطور كه بدون رخصت اشياء را بيافريد همچنين در فناى آنها رخصت نخواهد ، و چنان كه هنگام خلقت قادر بر امتناع نبودند هنگام از بين رفتن و نيست شدن كه بالطّبع هر موجودى از آن گريزان است توانا نيستند ، پس اگر مى توانستند امتناع نموده هميشه برقرار مى ماندند ) 19 - ايجاد كردن هيچيك از مخلوقات هنگام آفرينش بر او دشوار نبود ، و آفريدن آنچه پديد آورد و آفريد او را خسته و وامانده نساخت ( زيرا دشوار