بودن و واماندگى از لوازم جسم است ) و اشياء را هستى نداد براى استوار كردن سلطنت ، و نه براى ترس از نيست شدن و كم گشتن ، و نه براى كمك خواستن از آنها بر همتائى كه ( بر او ) پيشى گيرد ، و نه براى دورى گزيدن از دشمنى كه ( بر او ) هجوم آورد ، و نه براى زيادة كردن در پادشاهى خود ، و نه براى غلبه يافتن و فخر كردن شريكى در انبازى با او ، و نه براى وحشت و ترسى كه داشته و خواسته با آنها انس گيرد ، 20 - پس اشياء را بعد از آفريدنشان ( پيش از قيامت ) فانى و نابود مى گرداند نه از جهت دلتنگى كه در تغيير آنها از حالى به حالى و تدبير امور آنها به او عارض شده باشد ، و نه بسبب اينكه آسايش و آسودگى به او رو آورد ، و نه از جهت آنكه چيزى از آنها بر او گران آيد ، طول كشيدن هستى آنها او را ملول نكرده تا وادارش نمايد كه به تندى آنها را نيست سازد ، ليكن خداوند سبحان نظم اشياء را از روى لطف و مهربانيش قرار داد ، و بامر و فرمان خود ( از پاشيده شدن ) نگاهشان داشت ، و به قدرت و توانائى خود استوارشان گردانيد ، 21 - پس آنها را بعد از نابود شدن باز مى گرداند بى آنكه نيازى به آنها داشته باشد ،
و بى كمك گرفتن به يكى از آنها بر آنها ، و نه از جهت بازگشتن از حال و حشت و ترس به حال انس ، و نه از جهت رجوع از نادانى و كورى و گمراهى بدانش و طلبيدن ، و نه از جهت درويشى و نيازمندى به توانگرى و دارائى ، و نه از جهت زبونى و پستى به ارجمندى و توانائى ( زيرا اين موضوعات همه شايستهء ممكنات است كه داراى كمال مطلق نبوده و از هر جهت ناقص و نيازمند به غير هستند ، و نبايد كسى گمان برد غرض نداشتن كه لازمهاش نقص در ذات است حاكى از آنست كه افعال خداوند بى غرض و فائده باشد ، بلكه داراى اغراض و مصالح و حكم و منافعى است كه نتيجهء آنها براى خلق است ، زيرا حقّ تعالى منزهّ است از آنكه كارى بيهوده انجام دهد ، چنان كه در قرآن كريم س 21 ى 16 مى فرمايد : وَ ما خَلَقْنَا السَّماءَ وَ الْأَرْضَ وَ ما بَيْنَهُما لاعِبِينَ ى 17 لَوْ أَرَدْنا أَنْ نَتَّخِذَ لَهْواً لاَتخَّذَنْاهُ مِنْ لَدُنّا إِنْ كُنّا فاعِلِينَ يعنى آسمان و زمين و آنچه بين آنها است را براى بازى نيافريديم ، و اگر مى خواستيم چيزى را به بازى بگيريم اگر كننده بوديم « لايق ما بود » از پيش خود فرا مى گرفتيم « و نيازمند به ممكنات نبوديم » ) .
نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 754
مساهمون: خطب الإمام علي ( ع )
ص٧٥٤