( 14 ) پس ( از كشته شدن عثمان ) هيچ چيزى مرا به صدمه نينداخت مگر اينكه مردم مانند موى گردن كفتار به دورم ريخته از هر طرف بسوى من هجوم آوردند ، بطوريكه از ازدحام ايشان و بسيارى جمعيّت حسن و حسين زير دست و پا رفتند و دو طرف جامه و رداى من پاره شد ، اطراف مرا گرفتند ( براى بيعت كردن ) مانند گلهّء گوسفند در جاى خود ، ( 15 ) پس چون بيعتشان را قبول و بامر خلافت مشغول گشتم جمعى ( طلحه و زبير و ديگران ) بيعت مرا شكستند ، و گروهى ( خوارج نهروان و سائرين ) از زير بار بيعتم خارج شدند ، و بعضى ( معاويه و ديگر كسان ) از اطاعت خداى تعالى بيرون رفتند ،
گويا مخالفين نشنيدهاند كه خداوند سبحان ( در قرآن كريم س 28 ى 83 ) مى فرمايد : « سراى جاودانى را قرار داديم براى كسانى كه مقصودشان سركشى و فساد در روى زمين نمى باشد ، و جزاى نيك براى پرهيزكارانست » ( 16 ) آرى سوگند به خدا اين آيه را شنيده و حفظ كردهاند ، و ليكن دنيا در چشمهاى ايشان آراسته زينت آن آنان را فريفته است ( پس دست از حقّ برداشته سركشى نموده در روى زمين فساد و آشوب بر پا كردند ) . ( 17 ) آگاه باشيد سوگند به خدائى كه ميان دانهء حبهّ را شكافت و انسان را خلق نمود اگر حاضر نمى شدند آن جمعيّت بسيار ( براى بيعت با من ) و يارى نمى دادند كه حجّت تمام شود و نبود عهدى كه خداى تعالى از علماء و دانايان گرفته تا راضى نشوند بر سيرى ظالم ( از ظلم ) و گرسنه ماندن مظلوم ( از ستم او ) ، هر آينه ريسمان و مهار شتر خلافت را بر كوهان آن مى انداختم ( تا ناقهء خلافت بهر جا كه خواهد برود و در هر خارزارى كه خواهد بچرد و متحمّل بار ضلالت و گمراهى هر ظالم و فاسقى بشود ) و آب مى دادم آخر خلافت را به كاسهء اوّل آن و ( 18 ) ( چنان كه پيش از اين
نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 52
مساهمون: خطب الإمام علي ( ع )
ص٥٢