تا اينكه ( پس از مرگ عمر ، در شورى كه بدستور او تشكيل يافت ) ( 12 ) سوّم قوم ( عثمان ) برخاست ( و مقام خلافت را به ناحقّ اشغال نمود ) در حالتى كه باد كرد هر دو جانب خود را ( مانند شترى كه از بسيارى خوردن و آشاميدن باد كرده ) ميان موضع بيرون دادن و خوردنش ( شغل او مانند بهائم سرگين انداختن و خوردن بود و امور مربوطه بخلافت را مراعات نمى نمود ) ( 13 ) و اولاد پدرانش ( بنى اميهّ كه خويشاوند او بودند ) با او همدست شدند ، مال خدا ( بيت المال مسلمين ) را مى خوردند مانند خوردن شتر با ميل تمام گياه بهار را ( و فقراء و مستحقّين را محروم و گرسنه مى گذاشت ) تا اينكه باز شد ريسمان تابيدهء او ( صحابه نقض عهد كرده از دورش متفرّق شدند ) و رفتارش سبب سرعت در قتل او شد ، و پرى شكم ، او را برو انداخت ( بر اثر اسراف و بخشش بيت المال به اقوام و منع آن از فقراء و مستحقّين مردم جمع شده پس از يازده سال و يازده ماه و هيجده روز غصب خلافت او را كشتند ) .
نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 51
مساهمون: خطب الإمام علي ( ع )
ص٥١