تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 220

مساهمون:

ص٢٢٠
87 - از خطبه‌هاى آن حضرت عليه السلام است ( كه در آن مردم را به جهت اختلاف در دين و اعتماد بر آراء و عقائد باطله و پيروى نكردن از پيغمبر و امام سرزنش مى فرمايد ) : ( 1 ) پس از اداى حمد و سپاس خداى تعالى و درود بر خاتم انبياء ( بدانيد رسم دنيا بر اين بوده كه ) خداوند سبحان گردنكشان روزگار را هرگز نابود ننموده مگر پس از مهلت دادن و خوشگذرانى ، و شكستگى استخوان هيچيك از امّتها ( ى پيغمبران ) را اصلاح نكرده مگر پس از تنگى و رنج ( در زندگى ، پس شما هم به ستمگرى ستمكاران شكيبا بوده منتظر روزى باشيد كه خدا دست ظلم و تعدّى آنها را كوتاه نمايد ) و سختيهايى كه به آن رو آورديد ( شما را دريافت ) و كارهاى بزرگ و گرفتاريهايى كه از آن پشت گردانيديد ( رهائى يافتيد ) عبرت است ( تا شما را آگاه گرداند كه خداوند هيچ قومى را در سختى نگذارد و عاقبت ، ستمكاران را از پاى در آورد و هر مصيبت و بلائى را زوالى است ) ( 2 ) و ( ليكن ) هر دلدارى خردمند نيست ( تا حقائق را بفهمد ) و هر گوش دارى شنوا نيست ( تا حقّ را بشنود ) و هر چشمدارى بينا نيست ( تا از ديدن پيشآمدهاى روزگار عبرت گيرد ، و معلوم است براى درك حقائق دلهاى هشيار و گوشهاى شنوا و چشمهاى بينا لازم است ، نه اين دلها و گوشها و چشمها كه حيوانات هم آن را دارند ) ( 3 ) پس شگفتا و چگونه به شگفت نيايم از خطاء و اشتباه كارى اين فرقه‌هاى گوناگون كه دليلهاى ايشان در دينشان با يكديگر اختلاف دارد ( و در هر امرى اعتماد بر دليلهاى خود دارند و ) از سنّت پيغمبرى پيروى نكرده به كردار وصيّى اقتداء نمى نمايند ( اگر پيروى مى كردند اختلاف در دينشان نبوده از عذاب الهىّ مى رهيدند ) و ايمان بغيب ( خدا و روز رستخيز ) نمى آورند و از زشتى ( حرام و شبهه ) خوددارى نمى نمايند ( پس اگر بنا ديده گرويده و از زشتى خوددارى مى كردند به دليلهاى نادرست خود كه موجب اختلاف در دينشان شد اعتماد نداشتند ) ( 4 ) در شبهات ( آنچه بر ايشان مشتبه است ، طبق رأى نادرست خود ) رفتار نموده از خواهشهاى نفس پيروى ميكنند ، معروف و پسنديده نزد ايشان چيزى است كه خودشان نيكو شناخته‌اند و منكر و ناشايسته پيش آنها چيزيست كه خودشان بد دانسته‌اند ، ( 5 ) در مشكلات پناهگاهشان خودشان هستند ( در حلّ احكام مشكله