53 - از سخنان آن حضرت عليه السلام است در بيان بيعت كردن ( مردم با آن بزرگوار ) :
( 1 ) پس ( از كشته شدن عثمان ) مردم نزد من خود را به يكديگر زده ( براى بيعت نمودن ) ازدحام نمودند ، مانند ازدحام شتر تشنه ، هنگام آشاميدن آب كه عقال و ريسمانش باز شده و ساربان رهايش نموده باشد ( و بطورى بر من هجوم آورند ) كه گمان كردم مى خواهند مرا بقتل رسانند ، يا بعضى از ايشان قصد دارند در حضور من بعض ديگر را بكشند ( پس بيعت ايشان را قبول كردم ) ( 2 ) و ( چون بعد از آن دستهاى مانند طلحه و زبير نقض عهد كرده پيمان شكستند ) من ظاهر و باطن اين امر را زير و رو نمودم به حدّى كه ( انديشه در اين باب ) مرا از خواب باز داشت ، پس طاقت نياوردم مگر به جنگيدن با ايشان ( كه پيمان شكستند ) يا انكار آنچه كه محمّد صلّى اللّه عليه و آله آورده است ( زيرا پيكار با ياغيها بر امام واجب است و در صورت قدرت و توانائى اگر با آنان جنگ نكند ترك واجب كرده و آن براى امام مانند آن بود كه احكام حضرت رسول را انكار نموده باشد ، و چون انكار احكام رسول خدا سبب عذاب الهىّ است ) ( 3 ) پس علاج جنگيدن بر من آسانتر بود از علاج عذاب الهىّ ، و مرگهاى دنيا ( مشقّتها و سختيها ) بر من آسانتر است از مرگها ( و عذابها ) ى قيامت .
نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 143
مساهمون: خطب الإمام علي ( ع )
ص١٤٣