تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 98

مساهمون:

ص٩٨
شما پشيمانى و غمّ و اندوه مى باشد ، ( 12 ) خدا شما را بكشد كه دل مرا بسيار چركين كرده سينه‌ام را از خشم آكنديد ، و در هر نفس پى در پى غمّ و اندوه به من خورانديد ، ( 13 ) و بسبب نافرمانى و بى اعتنائى به من رأى و تدبيرم را فاسد و تباه ساختيد تا اينكه قريش گفتند پسر ابى طالب مرد دليرى است ، و ليكن علم جنگ كردن ندارد ، خدا پدرانشان را بيامرزد ( كه در گفتار خود فكر و تأمّل نكردند ) آيا هيچيك از آنان ممارست و جدّيت مرا در جنگ داشته و پيش قدمى و ايستادگى او بيشتر از من بوده ( 14 ) هنوز بسنّ بيست سالگى نرسيده بودم كه آمادهء جنگ گرديدم و اكنون زياده از شصت سال از عمرم مى گذرد ( كه هميشه رأى و تدبير من در جنگها صائب بوده ) و ليكن رأى تدبير ندارد كسى كه فرمانش را نمى برند و پيروى از احكامش نمى نمايند .
نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 98 | خطب الإمام علي ( ع ) / فيض الاسلام