اين امر وجداني كه أوائل افهام را ضروري ودر كتب عرفانى مشروح ومفصل است ، بر نخورده ومتنبّه نشدهاند كه مرتبهء ولايت غير از صرف مظهريّت وجوديه وظهور مجازى ماهيت غسقيه است وچنان چه وجود ظلّى زماني كه سكونت در هاويهء اعدام ونقايص نمايد ، أوصاف وكمالات وجوديه از آن منتفى گردد واحكام وآثار نوريت مختفى ولوازم ظلمت ظاهر وغالب شود ؛ چنان چه اسم ورسم وجود از آن برداشته وشيئيت وفعليتش صرف لاشيئيت گردد . همچنين ولايت كه قرب معنوي به مبدأ قيّوم وولىّ حميد أقرب از حبل وريد است ، در مقام كثرت نزول حكمش برداشته واسمش اطلاق نگردد ، پس بر غواسق مظلمه وكفار وفجره اطلاق أولياء حق نشود .
بلى ، اگر موجودى از فرورفتگى در چاه ظلمت خارج شود وبه نور معرفت وايمان منوّر گردد ومشمول رحمت رحيميه شود ، احكام نوريت بروز نموده وبر حسب اختلاف ظهورات ، مراتب ايمانى درجات ولايت تفاوت نمايد ، تا اين كه در مقام شدت از عالم ملكوت وموطن ملائكة برترى جسته وبه مقام روح أعظم كه رتبت عيسى بن مريم است ، نائل گشته : كلمته ألقيها إلى مريم وروح منه وخاتم ولايت عامه گردد .
وباز از اين رتبت ترقى نموده تا به فناء در تجلّيات إلهية ومقام قاب قوسين أو أدنى فائز شود وباقي به بقاء ابدى گردد . پس نهايت شدتش نبوّت مطلقه در تعريف وتشريح باشد وصاحبش خاتم أنبياء ومنحصر به واحد بود واگر اندكى متنزّل باشد ، تشريع مخفى شود وتعريف باقي ماند وبه خلافت مطلقهء محمديه صلّى اللّه عليه وآله متحقق باشد واز مظاهر وشئونات خاتم الأنبياء صلّى اللّه عليه وآله بود ؛ چنان چه عيسى بن مريم از حسنات أو باشد وجز در سلالت طينيه وعرقيهء آن حضرت يافت نگردد وچون مقام جمعيتش كامل شود ، سلطان العالمين گردد . « ويملأ الأرض قسطا وعدلا بعد ما ملئت ظلما وجورا » . پس مظهر تام حضرت احديت ومتّصف به صفات لاهوتيت ومتجاوز از مقام روح أعظم وصاحب ولايت شمسيّه وخاتم ولايت مطلقهء محمديه صلّى اللّه عليه وآله آن است كه از تمامت شركهاى خفيّه ، منزه ودر كلّيّهء كمالات اطلاقيّه ، مظهريّت تامه داشته باشد وهر چه را اراده كند ، به اذن حق وقوت رحماني به فعليت رساند . نه مظهريت تام وتمام فقط به اظهارات لفظيه وتلفيق كلمات مسروقه ومجعولهاى است كه هر جاهل
بيست رساله ( فارسي ) — صفحة 82
مساهمون: ميرزا أحمد الآشتياني
ص٨٢