مطروح در مسارح انظار عامه وخاصه مىباشد ، بدون وصول به عقيدة ومرام از آن كلمات ، در نوشتجات باطلهء خود درج نموده وهمچو به خرج جهال دادهاند كه اين مندرجات از عالم غيب نازل بر قلوب پليدهء آنها گرديده واوّل ظهورش در السنهء مقطوعهء آنها بوده . چون يك لفظ ظهور وظاهر ومظهر تام ومرآت تمامى شنيده وضبط نمودهاند وهيچ بهره وحظّى از معارف حقّه ندارند ، در مقام انكار فضيلت وشرافت كلّيّهء علوم حقيقية برآمده ودانش ومعرفت را منحصر به ذكر اين ألفاظ مفرده كرده وتكرار آنها را دليل بر افضليت خود از تمامت موجودات پنداشته وقيامت كبرى كه ظهور قهاريت تامهء مطلقهء إلهية وانطماس واضمحلال كلّيّهء تعيّنات خلقية ورسوم كونيه است ، به تعين پست وهويت ناقصهء خود توجيه كرده وجملهء أموري را كه عقول مستقيمه به طور وضوح صحت وواقعيت آنها را يافته ودانسته وتمامت پيغمبران اعلام به آن فرموده وأهل هر مذهب وملتى ضروري مذاهب خود مىدانند ، بىاصل وباطل قلمداد نموده .
ودليل بر صحت اين اظهارات شنيعه ، عباراتى را قرار داده كه ملفّق است از يك دسته كلمات متفرقات مأخوذه از قرآن مجيد ومفردات ألفاظ عرفاء شامخين ودستهء ديگر از مجعولات وبافتگىهاى خودشان كه چشمها بسته ودهان باز نموده وهر چه را شيطان وهم وخيال فاسد تصوير داده ، من حيث لا يشعرون به عالم لفظ وصورت كتابت درآورده وبه هيچ وجه ارتباط معاني ألفاظ را در صحّت تركيب كلامي معتبر ندانسته ، كه هر كس مقدارى مواظبت به قرائت قرآن آسمانى يا بهره از أدبيات دارد ، يك يك از كلمات قرآنيه را كه جزء عبارات خود نموده ، به خوبى تمييز مىدهد وركاكت ووهن مجعولات آنها را أظهر من الشمس مشاهده مىكند .
وچون پستى أصل ورذالت طينت وتاريخ حال اوّليه واعمال زشت وافعال ناشايستشان نزد همه كس مسلّم ومكشوف است ، از باب اين كه امر را بر جهّال وعوام مشتبه نمايند ومورد ملامت وتنفّر آنها نشوند ، أنوار كاملهء الهيّه وأصول مقدّسهء كمّلين را كه جز از أصلاب شامخه نزول نكرده ودر غير از أرحام ومنازل مطهّره پرورش نيافته ، به حصول از مجارى وموارد خبيثه وارتكاب أمور شنيعه واختلاط به ظلمت تمرّد ومعصيت نسبت داده ومظهريّت تامّه وتحقّق به ولايت كلّيّهء الهيّه را از اتّصاف به هر امر پست وسهلى أدون وأسهل دانسته ولا أقل به
بيست رساله ( فارسي ) — صفحة 81
مساهمون: ميرزا أحمد الآشتياني
ص٨١