جاى آوريد عملي را ؛ مگر اين كه زماني كه شروع در آن عمل مىكنيد ، ما شاهد شما هستيم وتمام اعمال شما در نظر ما ومشهود ما مىباشد .
ونيز در مقام اميدوار نمودن خلق وبندگان به رحمت خود ، مىفرمايد :
فَلَوْ لا إِذْ جاءَهُمْ بَأْسُنا تَضَرَّعُوا
« 1 » ؛ چرا زماني كه سختىها وبلاياى ما به آنها مىآيد ، تضرّع وخضوع وزارى والتماس به رفع بلا نمىكنند ، با اين كه مىدانند هر چه واقع مىشود ، به تقديرات أزلية خواهد بود وما خداوند رحيم مهربان وعالم به آنها مىباشيم ، واين بلايا بارى تأديب وشكنجه وسركوبى معصيتكاران است كه دست از نافرمانى وفرو رفتن در شهوات بردارند ، واگر توبه واظهار پشيمانى كنند ، از آنها عفو مىنمائيم وبلا را مبدّل به رحمت وخوشى مىگردانيم .
زارى وگريه قوى سرمايهايست * رحمت كلّى قوىتر دايهايست
دايه ومادر بهانه جو بود * تا كه كي آن طفل گريان مىشود
تا نگريد طفل كي نوشد لبن * تا نگريد ابر كي خندد چمن
از پس هر گريه آخر خندهاى است * مرد آخر بين مبارك بندهايست
هر دعائي كان بود با سوز ودرد * آن دعاها را اثر باشد به مرد
ونيز مىفرمايد :
مَنْ كانَ يُرِيدُ ثَوابَ الدُّنْيا فَعِنْدَ اللَّهِ ثَوابُ الدُّنْيا وَالْآخِرَةِ
« 2 » ، يعنى مردم چرا تأمّل وتعقّل نمىكنيد وبدون فكر ، براي طلب دنيا ، در زحمات وضمنا هم مبتلا شدن به معصيتهاى إلهية خود را واقع مىسازيد ، فكر نمائيد كه بزرگى امر آخرت ودوباره خلق كردن تمام مخلوق ، حتى آسمان وزمين وخلقت بهشت با آن نعمتها وحوريهها وغلمانها ، وجهنم با آن عذابها ، البتة از خلق دنيا وآنچه در آن است ، به مراتب بزرگتر مىباشد ، كه فرمودند : مثل دنيا با عالم فوق ، يعنى عالم قيامت صغرى ، مثل حلقهء انگشترى است كه در بيابان با عظمتي افتاده باشد . پس اگر دنيا را هم مىخواهيد ، از خداوند بخواهيد كه دنيا وآخرت ملك ومال خدا است ، نه در نافرمانى وغضب خدا بخواهيد .
ملاحظه مىنمائيد كه چه اندازه مردمان با خدا وباتقوى هستند كه داراى دولت وثروت مىباشند ، شيطان در شما وسوسه مىكند كه تا از طريق خلاف رضاى خدا نرويد شما به دنيا
هامش
( 1 ) . انعام ( 6 ) آيهء 43 .
( 2 ) . نساء ( 4 ) آيهء 134 .