موجودات داده وغالب منافع موجودات را فقط انسان استفاده مىنمايد ، وانسان هم قابل اين است كه داراى علوم مهمه شود وچنان چه رئيسى براي آنها نباشد كه آنها را به اخلاق فاضله ، تعليم وتكميل نمايد ، البتة به واسطهء دارا بودن همه قسم از شهوت مال وجاه وغير آنها ، هرج ومرج در آن افراد واقع خواهد شد واين خلقت عظيم منتهى به نتيجهء بىثمرى مىشود .
پس البتة در لطف خداوندى لازم است كه اشخاص بزرگ وعقلا ودانشمندان خالى از اخلاق بد وداراى اخلاق حسنه را بفرستد كه بقيه را تعليم وتكميل نمايند ، وعمده غرض از فرستادن أنبيا همين است كه مردم ، خداپرست وصاحب اخلاق حسنه واعمال شايسته باشند .
اين است كه فرمود :
لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ
« 1 » براي اين كه أهل صلاح وشايستگان وپرهيزكاران گرديد .
ونيز از آياتي كه در باب توحيد وارد است ، اين آيهء شريفه در سورهء آل عمران است :
هُوَ الَّذِي يُصَوِّرُكُمْ فِي الْأَرْحامِ كَيْفَ يَشاءُ
« 2 » . أولا ، اختصاص به بني آدم براي آن است كه غير بني آدم صاحب شعور وقابل خطاب نبودند والا در اين كه تمام مخلوقات حيواني هر جزئي از اجزاى بدن آنها به امر تكويني وتسخيرى حضرت خداوندى ، مصنوع ومخلوق شدهاند ، محل شبهه نيست ، وتمام حيوانات را با كمال اتقان وآن طور كه سزاوار ولازم در زندگانى هر حيواني بوده ، در تاريكى تخمدان ورحم وشكم ايجاد فرموده .
ومراد از امر تسخيرى اين است كه قوّهء نارية مثلا تأثيرى نمايد يا جسمي حركتي بكند به ارادهء شخصي ، وعلت غائى ونتيجهء آن تأثير يا حركت را خود آن قوّه يا جسم شعور ندارد ، ليكن آن سببي كه آن اثر را به ظهور رسانيده يا آن جسم را حركت داده ، مىدانسته وبراي آن اثر چنين نموده ، مثل آتشى را از سنگى براي حاجتي به وسيلهء زدن آهنى بر روى آن سنگ درآوريد ، يا دست خود را حركت مىدهيد به طرف خودتان كه به ديگرى بفهمانيد بيايد طرف شما . دست نمىداند علّت اين طور حركت چيست ، ليكن شما مسخّر دست مىدانيد كه علت غائى ونتيجة ، فهميدن مخاطب است كه نزد شما بيايد .
تمام قوا در تمام أبدان ، هر چه باشد ، به امر تسخيرى حركت وعمل مىنمايند تا بدن كامل
هامش
( 1 ) . بقره ( 2 ) آيهء 21 .
( 2 ) . آل عمران ( 3 ) آيهء 6 .