گور خوشتر از چنين دل مر تو را * آخر از گور دل خود برتر آ
زندهاى وزنده ز اداى شوخ وشنگ * دل نمىگيرد تو را زين گور تنگ ؟
آن معلّم كل وسرور رسل چون بنايش بر تكميل خلق بود ، در مقام تعليم توحيد طورى سخنورى مىفرمود كه بيانش جامع تعليم جميع علوم اخلاقيه وكمالات انسانية بود ، يعنى چنان چه كسى آن طور كه بايد خداوند را بشناسد وموحّد كامل باشد ، البتة جامع تمام صفات كمالية خواهد بود ؛ چنان چه در آياتي كه در قرآن كريم ، در توحيد وارد است ، اين مطلب مندرج ومذكور است واز جملهء آن آيات اين آيهء كريمه است :
يا أَيُّهَا النَّاسُ اعْبُدُوا رَبَّكُمُ الَّذِي خَلَقَكُمْ وَالَّذِينَ مِنْ قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ
« 1 » .
يعنى اى مردم ! انسان بايد كسى را پرستش نمايد كه به حقيقت ، بندهء أو باشد ، وبنده بودن به اين است كه به راستى مملوك باشد كه هستى ونيستى مملوك به اختيار مالك است ، چنان چه شما مىگوئيد : من مالك سخن وحرف خود هستم ، يعنى وجود وعدمش به اختيار من است .
والبتة خداوند كه وجود همهء مخلوقات به قدرت واختيار اوست ، ذاتش محض حيات ووجود است كه مىتواند وجود افاضه فرمايد ، ووجود چون ذاتش عين وجود وموجود بالذات است ، محتاج وجود ديگر نيست ، وچنان چه موجود بالذاتي در عالم نباشد ، موجود بالعرض هم يافت نمىشود ؛ چون تابع بدون متبوع محال وبالعرض بدون بالذات ممتنع است واحتياج به تمسّك به دور وتسلسل نيست ؛ چون اين مطلب ضروري است ، وپس از آن كه مسلّم است خداوند خالق موجودات ، عين حقيقت حيات بالذات است ، افاضهء وجودش اختصاص به موجودى ومخلوقى ندارد .
پس مراد در آيهء مباركه اين است : مردم ، بيائيد بپرستيد خداوندى را كه خالق شما وپيشينيان شما وهمهء موجودات است ، واگر به راستى خداپرست شديد وخدائى را پرستش كرديد كه خالق وموجودكننده تمام موجودات مستقلّه است ، البتة با علم به يك چنين ذات مقدّس محيط به تمام آنچه در عالم هست ، داراى اخلاق فاضله وصفات پسنديده خواهيد شد واز معاصي ومخالفت خداوند ، منزّه ودور مىشويد ؛ چون عقل حاكم است كه خداوندى كه عالم را ايجاد فرموده ويك دسته از موجودات را كه افراد انسان است ، برترى بر باقي
هامش
( 1 ) . بقره ( 2 ) آيهء 21 .