منوّر آسمانها وزمين وهستى دهنده به آنها مىباشد ، چه اندازه خطابات به مضامين مختلف وارد گرديده است .
بلى ، وارد است كه محسوس به حاسّه نيست ومعلوم به علم صوري حصولي نيست . « 1 »
وَلا يُحِيطُونَ بِهِ عِلْماً
« 2 » « لا تدركه الأبصار بمشاهدة العيان ولكن تدركه القلوب بحقائق الإيمان » . « 3 » پس چگونه معرفت خداوند خالق متعال ممكن ومعرفت نفس وروح كه مخلوقى است از مخلوقات أو ، محال مىباشد ؟
ثانيا ، مسأله حكايت أصحاب كهف وذي القرنين چگونه مثبت نبوّت است ، مگر اين كه گفته شود كه أهل كتاب چون حقيقت آن قصّهها را از طريق كتب سماويّه وعلماى خودشان ، كما هو حقّه مىدانستند . اگر حضرت نبىّ أكرم صلّى اللّه عليه وآله به همان طورى كه آنها مىدانستند ، اخبار مىفرمودند ، مسلّم بود كه از طريق وحى است ووحى نمىشود مگر براي نبىّ مرسل .
وثالثا ، مسألهء روح را أصاغر فلاسفه ومتكلّمين مىدانند ، وحضرت خاتم صلّى اللّه عليه وآله با اين كه أفضل واعلم جميع أنبياء ومرسلين من الاوّلين والآخرين بوده ودر حقّش نازل شده :
وَأَنْزَلَ اللَّهُ عَلَيْكَ الْكِتابَ وَالْحِكْمَةَ وَعَلَّمَكَ ما لَمْ تَكُنْ تَعْلَمُ وَكانَ فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكَ عَظِيماً
« 4 » وقوله تعالى :
عالِمُ الْغَيْبِ فَلا يُظْهِرُ عَلى غَيْبِهِ أَحَداً إِلَّا مَنِ ارْتَضى مِنْ رَسُولٍ فَإِنَّهُ يَسْلُكُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَمِنْ خَلْفِهِ رَصَداً
« 5 » ودر شان قرآن كريم فرموده :
هامش
( 1 ) . علم بر دو قسم است : حصولي وحضوري . علم حصولي عبارت است از : حصول صورتهاى اشياى معلوم در حس مشترك وخيال . مراد از صورت آن چيزى است كه به وسيلهء يكى از حواس پنجگانه ظاهره درك مىشود ولو براي آن ، مقدار وشكل نباشد ، مثل درك كيفيت حرارت وبرودت .
علم حضوري عبارت است از : حصول نفس معلوم براي شخص عالم ، نظير صورتهاى خياليهاى كه به خلّاقيت قوّهء متخيّله نزد نفس انسان حاضر مىباشد ، ونظير علم انسان به صفات نفسانيهء خود از قبيل قدرت ، شجاعت ، خوف ، سخاوت ، حرص وطمع . در علم حضوري ، گاهى معلوم با عالم اتحاد دارد ، مثل علم نفس به ذات خود ؛ زيرا عالم ، نفس انسان است ومعلوم هم همان نفس است .
براي علم تقسيمات ديگرى نيز مىباشد كه در اين مختصر ، مجالي براي تفصيل آنها نيست ( مؤلف ) .
( 2 ) . طه ( 20 ) آيهء 110 .
( 3 ) . در نهج البلاغة ، خطبهء 174 ، چاپ عبده ، كلمهء « العيون » آمده است ، نه « الابصار » .
( 4 ) . نساء ( 4 ) آيهء 113 .
( 5 ) . جنّ ( 72 ) آيات 26 و 27 .