قسمت چهارم خطبه
( امام عليه السّلام در اين فصل از تباهكاريها و احوال مردم آخر الزّمان خبر مىدهد : ) ( 9 ) اين بيرق فتنه و فساد ( در آخر الزّمان ) بيرق گمراهى است كه بر قطب و ميان ضلالت بر پا شده است و با شعبهها و شاخههايش پراكنده گرديده ( همه جا را فرا مى گيرد ) شما را به پيمانهء خود وزن مىكند ( گمراه مى نمايد ) و با دست خود ( چون چارپاى چموش ) شما را مى كوبد ( ذليل و خوار مى گرداند ) ( 10 ) قائد و پرچمدار آن بيرق از ملّت اسلام خارج و بر ( راه ) ضلالت ايستاده است ، پس در آن روز از شما ( مسلمانان ) باقى نماند مگر ته ماندهاى ( كمى ) مانند آنچه در ته ديگ باقى است ، يا خردهاى چون خردهء دانهاى كه در ته جوال مى ماند ، ( 11 ) بيرق ضلالت و گمراهى شما را مى مالد مانند ماليدن چرم دّباغّى و مى كوبد مانند كوفتن كشت درو شده ( شما را بمنتهى درجه خفيف و خوار مى سازد ) مؤمن خدا پرست را ( براى آزردن ) از ميان شما جدا مىكند مانند پرندهء كه دانهء فربه را از ميان دانهء لاغر بيرون مى كشد ، ( 12 ) اين راهها شما را به كجا مى برد ( با عقائد باطله و انديشهء نادرست كجا مى رويد ) و تاريكى ها ( ى جهل و نادانى ) شما را چگونه حيران و سرگردان مى نمايد و دروغها ( آرزوهاى بى جا ) چسان شما را فريب مىدهد و از كجا شما را ( براى گمراه شدن ) مى آورند و چطور شما را ( از راه حقّ ) باز مى گردانند ، پس براى هر مدّتى سر نوشتى است و براى هر غايبى باز گشتى ( اين فتنه و فسادها در زمان معيّنى واقع خواهد شد ) ( 13 ) پس از عالم ربّانىّ خودتان ( امام عليه السّلام ، پند و اندرز ) بشنويد ، و دلهاى خويش را ( براى قبول ) حاضر نمائيد ، و چون شما را صدا زند ( از خواب غفلت ) بيدار شويد ، و بايد پيشرو و جلودار هر قومى به پيروان خود راست گويد ( و جاى داراى آب و گياه كه صلاح باشد براى ايشان اختيار كند ، و در نصيحت و پند خيانت ننمايد ، چنان كه در مثل است الرّائِدُ لا يكذب أهله يعنى جلودار به پيروانش دروغ نمى گويد ، خلاصه حاضرين اين علوم و اخبار را كه مى شنويد براى غائبين از روى راستى بگوئيد ) و پراكندگى خويش را جمع آورى نمايد ( تفرقهء حواسّ و افكار بيهوده به خود راه ندهد ) و ذهن و زير كيش را آماده كند ( كه آنچه مى شنود به ديگران بى كم و بيش برساند ) ( 14 ) پس آن عالم ربّانىّ امر ( دين و دنيا ) را براى شما شكافت همچون شكافتن دانهء مهره ( كه