تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 288

مساهمون:

ص٢٨٨
( سبا نام قبيله‌اى بود از اولاد سبا ابن يشجب ابن يعرب ابن قحطان كه چون پيغمبران را تكذيب كردند خداوند آب را بر آنها مسلّط نمود كه خانه‌ها و بوستانهايشان را غرق كرد و ايشان در شهرها پراكنده گشتند ، و تفرقهء آنان در ميان عرب ضرب المثل شد كه هر پراكندگى سخت را به أيادى سبا تشبيه مى نمايند ) ( 6 ) بمحافل خود باز مى گرديد ( رفت و آمد مى كنيد ) و يكديگر را به پندهاى خويش گول مى زنيد ( هر يك به ديگرى مى گويد چنين و چنان بايد كرد و خود براى انجام آن قدمى بر نمى دارد ) در هر بامداد شما را ( همچون چوب شمشاد ) راست مى گردانم ( براى جنگيدن با دشمن آماده مىشويد ) و شب بسوى من باز مى گرديد مانند پشت كمان كج شده ( از رفتن به كار زار خوددارى مى كنيد ) اندرز دهنده ناتوان شد ، و شنونده ( كار را ) مشكل پنداشت ( پس از اين ، پند من در شما با اين رفتار اثرى ندارد ) ( 7 ) اى كسانى كه بدنهاشان حاضر و عقلهاشان ناپيدا و انديشه‌هاشان گوناگون است ( در يك جا گرد آمده دستور عقل را پيروى ننموده هر يك در امور انديشهء نادرست خود را به كار برد ) بسبب ( نفاق و دوروئى و اختلاف آراء ) ايشان رؤساى آنها ( بفتنه و فساد ) مبتلى و گرفتار هستند ، امير شما ( امام عليه السّلام ) خدا را اطاعت و پيروى مىكند و شما دستور او را رفتار نمى كنيد ، و رئيس اهل شام ( معاويه ) معصيت و نافرمانى خدا مىكند و آنان مطيع او هستند ، ( 8 ) سوگند به خدا دوست دارم كه معاويه در بارهء شما با من داد و ستد كند مانند داد و ستد صرّاف كه يك دينار طلا ( مساوى با ده درهم نقره ) بدهم و يك درهم نقره بگيرم ، ده نفر از شما را از من بگيرد و يك نفر از لشگريانش را بدهد . ( 9 ) اى اهل كوفه از ( رفتار ) شما بسه چيز ( كه در شما هست ) و دو چيز ( كه اصلًا در شما يافت نمى شود ) بغمّ و اندوه مبتلى شده‌ام ( امّا آن سه چيز كه در شما هست اوّل : ) با اينكه گوش داريد ، كر هستيد ، و ( دوّم : ) با اينكه گوياييد ، گنگيد ، و ( سوّم : ) با اينكه چشم داريد ، كوريد ( حقّ را نمى شنويد و نمى گوئيد و نمى بينيد ، با اينكه داراى گوش و زبان و چشم هستيد ، و امّا آن دو چيز كه در شما نيست ، اوّل : ) هنگام جنگ ( و ورود در كارزار ) در راستى و ثبات قدم چون مردان آزاده نيستيد ( از ترس و نااميدى خود را برابر دشمن مانند عبد و غلام نشان داده دليلى بر راستى و آزادگى نداريد ) و ( دوّم : ) در بلاء و سختى برادران حقيقى مورد اطمينان