( 1 ) اگر خداوند ستمگر را مهلت دهد هرگز از مؤاخذه و باز پرسى از او نمى گذرد ، و در بين راهش و جاى غمّ و اندوه گلوگير كه نگذارد آب دهان فرو دهد ( در سختيهاى دنيوىّ يا موقع سختيهاى مرگ ) در كمين گاه است ( گويا سر راه بر او گرفته تا در وقت مقتضى او را بكيفر رساند ) ( 2 ) آگاه باشيد سوگند به آن كسى كه جان من بدست قدرت و توانائى او است اين گروه ( لشگر شام ) بر شما غلبه خواهند نمود ، نه از براى آنكه آنها از شما بحقّ سزاوارترند ، بلكه از جهت عجلهء ايشان است براى بدست آوردن باطل ( انجام فرمان ) اميرشان ( معاويه ) و دير جنبيدن شما براى حقّ من ( خلاصه سبب غلبهء آنان اتّفاق و پيروى از رئيسشان است و شكست شما بر اثر نفاق و اختلاف و نافرمانى از اميرتان مى باشد ، پس مدار فتح و فيروزى در جنگ و در هر امرى اتّفاق و اجتماع بر انجام فرمان رئيس و بزرگ قوم است ، نه بر درستى و نادرستى عقيده و ايمان كه اگر چنين بود هرگز اهل شرك بر اهل توحيد ظفر نمى يافتند در صورتى كه مى بينيم بسيارى از كفّار و منافقين بر مسلمين و مؤمنين در كارها غلبه و پيشروى دارند ) ( 3 ) و هر آينه امّتها و رعيّتها ( ى هر پادشاه و اميرى ) شب را صبح ميكنند در حالى كه از ستم رؤساى خود ترس دارند ( كه مبادا بواسطهء نافرمانى آنان را كيفر دهد و از اين جهت همواره مطيع و فرمانبردار رؤساى خويش بوده و در هر امرى پيش مى روند ) و من شب را صبح ميكنم در حالى كه از ستم رعيّت خود ترس دارم ( چون از خدا مى ترسم و بر ايشان ستم روا ندارم آنها بر من ستم كرده سخنم را گوش نميدهند ) ( 4 ) شما را براى رفتن بجهاد و جنگيدن با دشمن طلبيدم نرفتيد ، و ( سود رفتن و زيان نرفتن به كارزار را ) گوشزد شما نمودم نشنيديد ، و در نهان و آشكار شما را دعوت كردم اجابت نكرديد ، و پند و اندرز دادم نپذيرفتيد ، آيا شما با اينكه حاضر هستيد مانند غائبين بوده كه در اينجا نيستند ( و سخنانم را نشنيده از پند و اندرز من بهره نمى برند ) و آيا شما با اينكه غلامان و رعيّت هستيد مانند خواجگان و رؤساء مى باشيد ( خود را صاحب رأى دانسته فرمان همچو منى را نمى بريد ) ( 5 ) حكمتها ( و سخنانى كه بزرگى و خوشبختى دنيا و آخرت را در بر دارد ) براى شما مى گويم ( مانند حيوان وحشىّ ) از آنها رم مى كنيد ، و شما را به اندرز نيكو پند مى دهم از آن دورى مى جوييد ( نمى پذيريد ) و شما را بر جهاد تباهكاران ( اهل شام ) ترغيب ميكنم سخنم به آخر نرسيده همه تان را مانند پراكندگى فرزندان سبا پراكنده مى بينم
نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 287
مساهمون: خطب الإمام علي ( ع )
ص٢٨٧