تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 396

مساهمون:

ص٣٩٦
128 - از سخنان آن حضرت عليه السلام است ( بعد از جنگ جمل در بصره فرموده و از جملهء اخبار غيبيه مى باشد ) كه از پيش آمدهاى سخت در بصره خبر مىدهد

قسمت أول خطبه

( و در آن بخروج صاحب زنج يعنى امير زنگيان علىّ بن محمّد برقعى اشاره مى فرمايد ، و مخاطب آن بزرگوار أحنف است و آن لقب صخر ابن قيس ابن معاويه از قبيلهء بنى تميم و از اهل بصره كه كنيهء او ابو بحر و از بزرگان اصحاب امير المؤمنين و رئيس بنى تميم بوده است . دعوت حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله ، را بنى تميم اجابت ننموده بودند ، ابتداء او مسلمان شد و ديگران را هم مسلمان نمود ، چون اين خبر به پيغمبر رسيد در بارهء او دعاء فرمود ، خلاصه بعلم و حكمت و اوصاف پسنديده معروف و در جنگ صفّين حاضر بود و بعد از امام عليه السّلام هم تا زمان حكومت مصعب ابن زبير بر عراق حيات داشت ، و در سنهء شصت و هفت در كوفه وفات يافت ) : ( 1 ) اى احنف ، مانند آنست كه من او را ( رئيس لشگر زنگيان را ) مى بينم در حالتى كه با لشگرى خروج ميكنند كه گرد و غبار و غوغاء و هياهو و صداى لجام و آواز اسبها ندارند ( داراى اسب و اسلحه نيستند ) به قدمهاى خود زمين را مى كوبند ( فتنه و فساد بسيار بر پا ميكنند ) قدمهاشان ( از جهة پهنى و كوتاهى و فراخى انگشت ) مانند قدمهاى شتر مرغان است . ( سيّد رضىّ فرمايد : ) امام عليه السّلام به اين بيان بخروج رئيس زنگيان اشاره مى فرمايد ( تاريخ نويسان گفته‌اند كه او از اهل شهر رى بود و خود را علوىّ مى دانست و مدّعى بود كه پدرش محمّد ابن احمد ابن عيسى ابن زيد ابن علىّ ابن الحسين ابن علىّ ابن ابى طالب است و بيشتر خصوصا طالبيّين در نسب او طعن زده آن را درست نمى دانستند ، زيرا علماى انساب متّفقند بر اينكه او علىّ ابن محمّد ابن عبد الرّحيم است و جدّ مادرش محمّد ابن حكيم اسدى
نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 396 | خطب الإمام علي ( ع ) / فيض الاسلام