تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 399

مساهمون:

ص٣٩٩
چكّش خورده ( پر گوشت و نشانه‌دار ) است ، لباسهاى ابريشمين و ديبا مى پوشند ، و اسبهاى نيكو يدك مى كشند ، ( 5 ) و در آنجا ( كه وارد ميشوند ) خونريزى بسيار سخت واقع مىشود بطوريكه زخم خورده به روى كشته راه مى رود ، و گريختهء ( از چنگ آنها ) كمتر از اسير شده مى باشد ( بيشتر مردم بظلم و ستم ايشان مبتلى بوده راه فرارى ندارند ) . يكى از اصحاب آن بزرگوار ( توهّم كرد كه آنچه حضرت از اخبار غيبيهّ مى فرمايد بدون معلّم و از پيش خود مى باشد ، از اين جهت ) گفت يا امير المؤمنين : خداوند به تو علم غيب عطاء فرموده ، امام عليه السّلام خنديد و براى ( دفع توهّم ) آن مرد كه از قبيلهء كلب بود فرمود : ( 6 ) اى برادر كلبى آنچه گفتم علم غيب نيست ، بلكه تعلّم و آموختنى است ( كه آن را ) از صاحب علم و دانش ( رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله فرا گرفته‌ام ) ( 7 ) و علم غيب منحصر است به دانستن وقت قيامت و آنچه خداوند سبحان در گفتارش شمرده است ( س 31 ى 34 ) : إِنَّ اللّهَ عنِدْهَُ عِلْمُ السّاعَةِ وَ يُنَزِّلُ الْغَيْثَ وَ يَعْلَمُ ما فِي الْأَرْحامِ وَ ما تَدْرِي نَفْسٌ ما ذا تَكْسِبُ غَداً وَ ما تَدْرِي نَفْسٌ بِأَيِّ أَرْضٍ تَمُوتُ ، إِنَّ اللّهَ عَلِيمٌ خَبِيرٌ يعنى نزد خدا است دانستن وقت قيامت و وقتى كه باران مى فرستد و ميداند آنچه در رحم مادرها است و هيچكس نمى داند فردا چه مىكند و به كدام زمين مى ميرد ، و بتحقيق خداوند دانا و آگاه است . ( 8 ) پس خداوند سبحان ميداند آنچه در رحمها است ، پسر است يا دختر ، زشت است يا نيكو ، بخشنده است يا بخيل ، بدبخت است يا نيك بخت ، و ميداند چه كسى هيزم آتش دوزخ است يا با پيغمبران يار و همنشين در درجات بهشت ، ( 9 ) پس اينها كه شمرده شد ( و يكى از آنها را بر سبيل مثال شرح داديم ) علم غيب است كه هيچكس نمى داند آن را مگر خدا ( كنايه از اينكه آنچه از اين نوع علوم به پيغمبر وحى رسيده و او هم به من آموخته مأمور به فاش كردن نيستيم ، پس مانند آنست كه نمى دانيم ) ولى غير از اينها پس علمى است كه خداوند به پيغمبر خود ، صلّى اللّه
نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 399 | خطب الإمام علي ( ع ) / فيض الاسلام