تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 363

مساهمون:

ص٣٦٣
بمعنى شترى كه راه نوردى لاغرش كرده ، پس به آن شتر تشبيه فرموده سالى را كه خشكى و كم آبى در آن پديدار شود ، ذو الرّمّة ( يكى از شعراى عرب است ) گفته :
حدابير ما تنفكّ إلّا مناخة * على الخسف أو ترمى بها بلدا قفرا
يعنى آنها شترهايى هستند لاغر شده از راه نوردى ، از هم جدا نمى شوند مگر در خوابگاه گرسنگى يا آنكه آنها را در شهرهاى بى آب و علف ببرند ، و فرمايش آن حضرت و لا قزع رّبابها : قزع پاره‌هاى كوچك ابر پراكنده است ، و فرمايش آن حضرت و لا شفّان ذهابها پس تقدير آن ( لفظى كه در پنهان است ) و لا ذات شفّان ذهابها مى باشد ، و شفّان باد سرد است ، و ذهاب بمعنى بارانهاى اندك ، پس آن حضرت لفظ ذات را ( در جملهء و لا شفّان ذهابها ) ساقط كرده است به جهت علم و اطّلاع شنونده بر آن .
115 - از خطبه‌هاى آن حضرت عليه السلام است ( در ستايش پيغمبر اكرم و بيان بعضى از صفات آن بزرگوار ) :

قسمت أول خطبه

( 1 ) خداوند متعال حضرت مصطفى را فرستاد كه خلائق را بسوى حقّ تعالى دعوت فرمايد ، و بر طاعت و معصيت آنان ( در قيامت ) شاهد و گواه باشد ، ( 2 ) پس احكام پروردگارش را تبليغ نمود بدون هيچ گونه سستى ( در انجام وظيفه ) و يا تقصير و كوتاهى ، و در راه خدا با دشمنان او جهاد كرده جنگيد بدون آنكه ضعف و ناتوانى بر او راه يابد و يا آنكه عذر و بهانه آورد ، ( 3 ) او است