باب سماع
قال الله تعالى :
« وَ لَوْ عَلِمَ اللَّهُ فِيهِمْ خَيْراً لَأَسْمَعَهُمْ »
« 1 » اگر خداوند در آنها خيرى مىديد هر آينه آنها را شنوا مىساخت .
محل استشهاد خواجه بزرگوار در اين آيهء « لأسمعهم » است كه از آن به عنوان مقام سماع استفاده كرده است . سماع از سمع به معنى شنيدن است و به معنى شهرت هم آمده است ، در اصطلاح عرفانى ، سماع را معنى آواز و صوت زيبا گرفتهاند . اما خواجه بزرگوار در تعريف سماع مىگويد :
نكته السماع حقيقة الانتباه . مفهوم سماع همان انتباه و هوشيارى است .
يعنى گوش را به هوش تبديل كردن و حقايق غيبى را شنيدن و به كار بستن است .
فرق انسان با حيوان همين است كه بايد از مجراى گوش علاوه بر اصوات ظاهرى ، اصوات غيبى را نيز دريافت كند . پس حقيقت سماع دريافت پيام از غيب است . آن گوشى كر است كه نتواند آواى غيبى را بشنود يا آن چشمى كورس است كه نتواند مناظر غيبى را مشاهده كند ، قرآن كريم اين قبيل افراد را سرزنش مىكند :
لَهُمْ أَعْيُنٌ لا يُبْصِرُونَ بِها وَ لَهُمْ آذانٌ لا يَسْمَعُونَ بِها .
و براى آنهاست ديدههاى بس نو و بصيرت و گوشهايى ناشنواى حقيقت . و يا :
إِنَّ شَرَّ الدَّوَابِّ عِنْدَ اللَّهِ الصُّمُّ الْبُكْمُ الَّذِينَ لا يَعْقِلُونَ
« 2 » ؛ قطعا بدترين جانوران نزد خدا كران و لالانى هستند كه اصلا تعقل نمىكنند .
يا مىفرمايد :
وَ لا تَكُونُوا كَالَّذِينَ قالُوا سَمِعْنا وَ هُمْ لا يَسْمَعُونَ .
« 3 » همانند كسانى نباشيد كه گفتند استماع كرديم حق را درحالىكه نشنيدند پيام حق را .
سالك در مقام سماع وقتى واردات غيبى را استماع مىكند به وجد مىآيد و همه خستگىها و چشم انتظارىها مرتفع مىشود . به گونهاى كه خود را از شدت سرور و
هامش
( 1 ) . انفال / 23 .
( 2 ) . انفال / 22 .
( 3 ) . انفال / 21 .