مقامى حكم خاص خود را دارد و سالك براساس علم و حالات آن مقام دستور مىگيرد .
مثلا امام حسين عليه السّلام به حكم آيهء
« وَ لا تُلْقُوا بِأَيْدِيكُمْ إِلَى التَّهْلُكَةِ »
« 1 » نمىبايست روانهء كربلا شود . اما اين آيه حكم مقام و حالات امام حسين عليه السّلام نيست ، زيرا كه امام حسين مرگ را سعادت و زندگى با ستمگران را ذلت مىدانست . اقتضاى حال او ديدار با معشوق است .
« موت فى عز خير من حياة فى ذل »
« 2 »
ج ) ابقاى علم در جايگاه اصلىاش
يكى از وجوه رياضت اهل خواص ، به كار بردن و حفظ و ابقاى علم در مقام خاص خودش است كه تقريبا به درجه دوم نزديك است ، يعنى از سالكين در اثر غلبه حال بر آنها احكام و علوم مخصوص مقامى را كه در آن هستند انشا مىكنند و اين نوعى سوء ادب در نزد مشايخ تلقى مىشود و اين رياضتى دشوار است مگر اينكه علم در آن مقام تمكن يابد .
3 . رياضت خاص الخاص
و رياضة خاصة الخاصه ، تجريد الشهود ، و الصعود الى الجمع و رفض المعارضات و قطع المعاوضات .
الف ) تجريد شهود
يعنى سالك بايد با رياضت خود از علائق ( كثرات ) اسماء و صفات رها شود و شهود را تنها براى ذات احديت خالص كند . « 3 »
ب ) سعود به مقام جمع
صعود به حضرت جمع در واقع شهود ذات بعد از فنا است كه در نزد اهل تصوف به حضرت جمع ناميده شده است .
ج ) رهايى از معارضات و معاوضات
قسم سوم رياضت خاص الخاص ، رهايى از معارضات و قطع معاوضات است ، زيرا
هامش
( 1 ) . بقره / 195 .
( 2 ) . بحار الانوار ، ج 44 ص 192 .
( 3 ) . و قال تلمسانى : و امّا الصعود الى الجمع ، فهو صعود الشهود الى الفناء فى الذات ، فانّ شهود الذات يسمّى « حضرت الجمع » عند هذه الطائفة .