باب غيبت
قال اللّه تعالى :
وَ تَوَلَّى عَنْهُمْ وَ قالَ يا أَسَفى عَلى يُوسُفَ .
« 1 » آنگاه يعقوب روى از آنها گردانيد و گفت وا اسفا بر يوسف .
وجه استشهاد خواجه به اين آيهء سورهء يوسف است :
وَ تَوَلَّى عَنْهُمْ وَ قالَ يا أَسَفى عَلى يُوسُفَ وَ ابْيَضَّتْ عَيْناهُ مِنَ الْحُزْنِ فَهُوَ كَظِيمٌ .
آنگاه يعقوب روى از آنها برگردانيد و گفت : وا اسفا بر فراق يوسف عزيزم و از گريه غم چشمانش سفيد شد و سوز هجران و داغ دل بنهفت .
اين سخن را حضرت يعقوب عليه السّلام هنگام نگه داشتن بنيامين توسط پادشاه مصر گفت و به ياد يوسف افتاد و غمگين شد . ندا از جانب حق رسيد : اى يعقوب ! تا كى بر فراق يوسف تأسف و تحسّر مىخورى . تا زمانى كه به فكر يوسف هستى از ما بازماندهاى و از بابت آن تأسف نمىخورى ؟
با دو قبله در ره توحيد نتوان رفت راست * يا رضاى دوست بايد يا هواى خويشتن « 2 »
باب غيبت اشاره به انده فراق معشوق دارد . كه خواجه از آن استفاده نموده است و آن بر سه درجه است :
هى على ثلاث درجات :
الدرجه الاولى :
غيبة المريد ، فى مخلص القصد عن أيدى العلائق ، و درك العوائق لالتماس الحقايق .
درجهء اول : غيبت ، رهايى مريد از شهر و وطن و عادت و تعلقات ، به منظور خالص كردن عزم و قصد است ، درك عوائق ؛ يعنى ، حتى قطع اين علائق را ادراك نكند . پس قطع علائق عين درك عوائق است و جديّت در طلب شهود حقايق است ، كه همان شهود صفات حق تعالى است .
هامش
( 1 ) . يوسف / 84 .
( 2 ) . سنايى غزنوى ، قصيده .