الدرجه الثانية :
غيبة السالك عن رسوم العلم ، و علل السعى ، و رخص الفتور .
درجه دوم ، غيبت سالك از رسوم علم ظاهر و عوامل سعى و تلاش خود است ، چرا كه در اين درجه سالك بايد به جاذبه و عنايت حق تعالى متكى باشد . در عين حال بايد از فتور و سستى كه ضدّسعى است خوددارى كند . در واقع غيبت از سعى و فتور براى دريافت مواجيد حال ، ضرورى است .
الدرجه الثالثة :
غيبة العارف عن عيون الأحوال و الشواهد ، و الدرجات فى عين الجمع .
درجهء سوم ، غيبت عارف از أحوال و شواهد اسماء و صفات ، و درجات و علوّ قرب است ، چرا كه همه اين حالات اقتضاى رسوم و آثار را مىكنند ، درحالى كه اين درجه شهود حضرت جمع است و اقتضاى آن محو عيون احوال و شواهد و درجات است .
به طورى كه ملاحظه مىشود مقام غيبت ، سير شهودى با قلب سالك است . در قلبى كه در فضاى قرب الهى تسليم شده است ، بديهى است كه آثارى از أحوال و شواهد و درجات نبايد وجود داشته باشد . چه زيبا فرمود امام جواد عليه السّلام :
القصد الى الله تعالى بالقلوب أبلغ من أتعاب الجوارح بالأعمال .
« 1 » عزيمت به سوى حق تعالى با دلها رساتر از زحمت جوارح يا آسمان است .
به قول مولوى :
دست و پا در امر دل اندر ملا * همچو اندر كفّ موسى آن عصا
دل بخواهد پا درآيد رو به رقص * يا گريزد سوى افزونى ز نقص
دل بخواهد دست آيد در حساب * با أصابع تا نويسد او كتاب « 2 »
بههرحال مقام غيبت ، انقطاع كامل جوارح و أعمال و أحوال است و سالك با رجوع قلبى به ساحت غيبى حضرت رحمان وارد مىشود ، چنانكه در قرآن كريم آمده است :
مَنْ خَشِيَ الرَّحْمنَ بِالْغَيْبِ وَ جاءَ بِقَلْبٍ مُنِيبٍ .
« 3 » آنكس كه از خداى مهربان در باطن
هامش
( 1 ) . الدرة الباهرة ، ص 39 ، به نقل از ميزان الحكمة .
( 2 ) . مثنوى ، دفتر اول ، بيت 3568 تا 3570 .
( 3 ) . ق / 37 .