باب غرق
قال الله تعالى :
فَلَمَّا أَسْلَما وَ تَلَّهُ لِلْجَبِينِ .
« 1 » پس چون هر دو تسليم امر حق شدند و او را به روى درافكند .
وجه استشهاد خواجه به داستان ذبج حضرت اسماعيل عليه السّلام است ، آنگاه كه حضرت ابراهيم عليه السّلام به او گفت :
يا بُنَيَّ إِنِّي أَرى فِي الْمَنامِ أَنِّي أَذْبَحُكَ فَانْظُرْ ما ذا تَرى قالَ يا أَبَتِ افْعَلْ ما تُؤْمَرُ سَتَجِدُنِي إِنْ شاءَ اللَّهُ مِنَ الصَّابِرِينَ .
« 2 » اى پسرم ! در رؤيا ديدم كه تو را ذبح مىكنم ، نظرت چيست ؟
اسماعيل گفت : اى پدر ! به آنچه كه مأمورى انجام بده ، اگر خدا بخواهد مرا از صابرين خواهى يافت .
فَلَمَّا أَسْلَما وَ تَلَّهُ لِلْجَبِينِ .
وَ نادَيْناهُ أَنْ يا إِبْراهِيمُ .
قَدْ صَدَّقْتَ الرُّؤْيا .
« 3 »
همين كه هر دو تسليم شدند و او را به كشتن به رو افكند ، به ابراهيم عليه السّلام ندا داديم كه تو مأموريت عالم رؤيا را انجام دادى و از امتحان الهى پيروزمندانه بدر آمدى ، و بر او گوسفندى فرستاده و ذبح بزرگى فدا ساختيم .
خواجه با استناد به اين آيه در تعريف غرق مىنويسد :
هذا اسم يشار به فى هذا الباب الى من توسط المقام ، و جاوز حد التفرق .
اين اسم اشاره دارد به مقام توسط در سلوك الى الله تعالى كه فراتر از تعريف تفرق است . چرا كه سالك از تفرقه رها شده و خود را تسليم نموده است .
اگر چه در بدايت يا توسط و نهايت مقام غرق بين محققين عرفا اختلاف است اما خواجه ، غرق را به معنى توسط در مقام سالكين گرفته است و آن بر سه درجه است :
هامش
( 1 ) . صافات / 103 .
( 2 ) . صافات / 102 .
( 3 ) . صافات 103 تا 105 .