نام من در نامهء پاكان نوشت * دوزخى بودم ببخشيدم بهشت
عفو كرد آن جملگى جرم و گناه * شد سفيد آن نامه و روى سياه
توبه كردم در حقيقت با خدا * نشكنم تا جان شود از تن جدا « 1 »
درجات توبه
توبه از نظر خواجه بزرگوار به سه درجه تقسيم مىشود :
1 . توبه عامه
فتوبة العامه لاستكثار الطاعة تدعوا الى ثلاثة اشياء : الى جحود نعمة الستر و الامهال و رؤية الحق على اللّه تعالى و الاستغناء الذى هو عين الجبروت و التوثب على الله تعالى .
توبه عامه براى زيادى و كثرت حسنات است يعنى خدا را طاعت مىكنند تا مزد بگيرند اين نوعى خود دوستى و منفعتطلبى است .
مولاى متقيان على عليه السّلام در اين باره فرمود :
ان قوما عبدوا الله رغبة فتلك عبادة التجار و ان قوما عبدوا الله رهبة فتلك عبادة العبيد و ان قوما عبدوا الله شكرا فتلك عبادة الاحرار .
« 2 » گروهى خدا را عبادت مىكنند به خاطر مزد و آن عبادت تجار است و گروهى از ترس ، خدا را بندگى مىكنند كه آن عبادت بردگان است . گروهى خدا را از روى عشق و شكر نعمت عبادت مىكنند كه آن عبادت احرار و آزادگان است .
توبه عامه نزد خواص ، سوء ادب و بىاحترامى به ساحت حضرت حق است . و خواجه بزرگوار اين بىدابى را در سه چيز مىداند : الف ) نعمت خطاپوشى و مهلت دادن را انكار مىكند .
ب ) رفتن به بهشت و برخوردارى از نعيم آخرت را حقى براى خود مىداند نه عنايت الهى .
ج ) كثرت طاعت در آنان موجب خيال استغنا از مغفرت الهى در نزد آنان مىشود و اين عين خودخواهى است و اين در واقع همان قاعدهء « حسنات الابرار ، سيئات المقربين » است . كه نزد اولياى الهى كثرت طاعت و توقع حسنات گناه محسوب مىشود .
هامش
( 1 ) . مثنوى ، دفتر پنجم ، بيت 2310 و 2324 .
( 2 ) . نهج البلاغه ، ترجمهء فيض الاسلام ، حكمت 229 .