مىدانى معناى استغفار چيست ؟ استغفار درجه والامقامان است و داراى شش معناست ؛ اوّ پشيمانى از آنچه گذشت « 1 » . دوم تصميم به عدم بازگشت به آنها . سوّم پرداختن حقوق مردم ، چنانكه خدا را پاك ديدار كنى « 2 » كه چيزى از حقوق آنها برعهدهء تو نباشد . چهارم تمام واجبهايى كه ضايع ساختهاى بهجا آورى مانند نماز و روزه . پنجم گوشتى كه از حرام بر اندامت روييده با اندوه فراوان آب كنى چنانكه پوست به استخوانت چسبيده و گوشت تازهاى برويد . ششم رنج طاعت را بر بدن بچشانى چنانكه شيرينى گناه را به او چشانده بودى ، پس آنگاه بگويى « استغفر اللّه » .
سرائر حقيقت توبه
سرائر به معناى بواطن است يعنى باطن حقيقت توبه سه چيز است :
و سرائر حقيقة التوبه ثلاثه اشياء : تمييز التقية من العزة و نسيان الجناية و التوبة من التوبة ابدا ، لأن التائب داخل فى الجميع من قوله تعالى :
« وَ تُوبُوا إِلَى اللَّهِ جَمِيعاً أَيُّهَا الْمُؤْمِنُونَ »
« 3 » ، فأمر التائب بالتوبه .
الف ) تشخيص تقيه از عزت
تقيه از تقوى و عزت در اينجا ناشى از خودخواهى و جاهطلبى است يعنى فردى توبه مىكند تا در بين مردم موقعيتى پيدا كند ولى اعراض قلبى از گناه نكرده است . در حالىكه باطن توبه ندامت قلبى از روى صداقت و تقوى است .
ب ) فراموش كردن گناه
كسى كه از گناهش صادقانه توبه كرده است ، همانند آن است كه اصلا گناه نكرده است ، لذا لازم نيست دائما به ياد آن بيافتد چرا كه ذكر جفا هنگام صفا عين جفاست ، امام باقر عليه السّلام فرمود :
التائب من الذنب كمن لا ذنب له .
« 4 » كسى كه از گناه توبه كرده است مانند كسى است كه گناهى نكرده است .
هامش
( 1 ) . بواسطهء گناهان بر او گذشته ( توجه به آثار تخريبى گناه در روح و جان و جسم او ) .
( 2 ) . از گناهان گذشته .
( 3 ) . نور / 31 .
( 4 ) . بحار ، ج 6 ، ص 41 به نقل از كافى ، ج 2 ، ص 435 .