كمال توبه :
و لا يتم مقام التوبة الا بالانتهاء الى التوبة مما دون الحق ، ثم رؤية علة تلك التوبة ، ثم التوبة من تلك العلة :
مقام توبه به كمالش نمىرسد ، مگر اينكه آنچه كه از ماسوى الله است از قلب عبد خارج شود و شوق حق بر آن غلبه پيدا كند ، و خدا را براى خدا عبادت كند ، و اگر توبهكننده علتى براى توبه مىديده است در اين مقام بايد از علت هم توبه كند ، و خدا را جاى آن بنشاند كه اين معنى « فانه تواب رحيم » است و عبد در چنين مقامى مصداق :
« توبوا الى الله توبة نصوحا » مىشود . اين تبدل از عبد به رب كه حقيقت تبديل سيئات به حسنات است ، ممكن نيست مگر به ممارست در ايمان و عمل صالح . چنانچه در قرآن كريم مىخوانيم :
إِلَّا مَنْ تابَ وَ آمَنَ وَ عَمِلَ عَمَلًا صالِحاً فَأُوْلئِكَ يُبَدِّلُ اللَّهُ سَيِّئاتِهِمْ حَسَناتٍ .
« 1 » مگر آن كسانى كه توبه كنند و ايمان آورند و عمل صالح انجام دهند پس خدا گناهان آنان را بدل به حسنات گرداند .
بدينترتيب شرط تبديل گناهان به حسنات ، ايمان و عمل صالح است . اما مبدّل در همه حال خداى كريم غفار است . اينك بحث توبه را با فرازى از صحيفهء سجاديه به پايان مىبريم شايد كه خداى تواب همهء ما را از توابين قرار دهد :
و قد قلت يا الهى فى محكم كتابك : انك تقبل التوبة عن عبادك و تعفو عن السيئات و تحب التوابين ، فاقبل توبتى كما وعدت ، و اعف عن سيئاتى كما ضمنت و اوجب لى محبتك كما شرطت .
« 2 » خدايا در كتابت ( قرآن ) فرمودى كه همانا توبه را از بندگانت مىپذيرى و گناهان را عفو مىكنى و توبه كنندگان را دوست دارى پس توبه مرا همانگونه كه وعده فرمودى پذيرا باش ؛ و گناهان مرا همانگونه كه ضمانت كردى عفو كن و محبت خود را همانگونه كه شرط فرمودى بر من لازم گردان .
هامش
( 1 ) . فرقان / 70 .
( 2 ) . صحيفهء سجاديه ، دعاى سى و يكم .