خداى بزرگ ، عظيم است و لو اينكه اين مخالفت با گناهى كوچك صورت پذيرد . يكى از علل مهم روانى گناه همين است كه عظمت خداى تبارك و تعالى در قلب انسان جلوه ندارد ، و الّا مهمترين راه گناه نكردن شناخت عظمت و قداست محضر اوست .
ب ) شناخت نفس :
انسان اگر گرفتار گناهان بزرگ و كوچك است ، ريشه و منشاء آن نفس است . شناخت بيماريهاى نفس ، سالك را در تشخيص ريشههاى انحراف و مداواى آن يارى مىكند .
كسى كه نفس او ميل به شهوت و قدرت و ثروت دارد ، هيچگاه در ترك گناهان توفيق پيدا نخواهد كرد . نفسى كه به هوا و هوس و اغراض دنيوى آلوده است ، در واقع نفس اماره است ، مبارزه با چنين نفسى ، جهاد اكبر است ، زيرا سالك اگر اين نفس شيطانى را نشكند و بر او غالب نشود ، دنيا و آخرت خود را به يغما داده است . به قول مولوى :
قوتى خواهم ز حق دريا شكاف * تا به ناخن بركنم اين كوه قاف
سهل شيرى دان كه صفها بشكند * شير آن باشد كه خود را بشكند « 1 »
انسان هيچگاه نبايد از فريب نفس غفلت كند ، چرا كه فريب نفس به تعبير مولوى از زخم مار و كژدم خطرناكتر است :
من هلاك فعل و مكر مردمم * من گزيدهء زخم مار و كژدمم
مردم نفس از درونم در كمين * از همه مردم بتر در مكر و كين
گوش من لايلدغ المومن شنيد * قول پيغمبر بجان و دل گزيد « 2 »
و سخن مولوى اشاره است به حديث پيامبر صلّى اللّه عليه و إله :
لا يلدغ المومن من حجر مرتين .
« 3 » مومن از يك سوراخ دو بار گزيده نمىشود .
ج ) تصديق عذاب الهى
راه سوم براى تحقيق و تمحيص گناهان ، تصديق عذاب الهى در آخرت است . انسان اگر اسير نفس اماره باشد به گناهان حريص مىشود ، سكر گناه مانع درك قباحت و مجازات آن در آخرت مىشود ، اى بسا كه همين نفس دروازهء دوزخ باشد .
هامش
( 1 ) . مثنوى ، دفتر اول ، بيت 1388 و 1389 .
( 2 ) . مثنوى ، دفتر اول ، بيت 905 .
( 3 ) . مجمع البحرين ، ص 376 .