موجب ورود به وادى توبه خواهد بود و لذا هرگز مرتكب گناه نشود و حرمتشكنى را مايهء شرم و خجالت بداند .
ج ) صحبة الصالحين
در صحبت صالحين ، سالك مؤدب به آداب آنها و متخلق به اخلاق ايشان شده و وارد جمع آنان مىگردد چرا كه صالحان ، متخلق به اخلاق الهىاند . در بعضى از نسخ ، صحبة السالكين آمده است اما مراد ، سالكان صالح و خيرانديش است ، لذا اين حديث اهل دل را بشنو كه گويد : من اراد ان يجلس مع اللّه فليجلس مع اهل التصوف . « 1 » كسى كه اراده كرد با خدا بنشيند با اهل طريقت بنشيند .
به قول مولوى :
دل ترا در كوى اهل دك كشد * تن ترا در حبس آب و گل كشد
هين غذاى دل طلب از همدلى * رو بجو اقبال را از مقبلى « 2 »
دستزن در ذيل صاحب دولتى * تا ز افضالش بيابى نعمتى
صحبت صالح ترا صالح كند * صحبت طالح ترا طالح كند
انسان وقتى با زنده دلان مىنشيند دل مردهاش زنده مىشود ، بالعكس اگر با مرده دلان معاشرت كند خود نيز خواهد مرد . جلال الدين مولوى زيبا گفته است :
اى خنك آن مرده كز خود رسته شد * در وجود زندهاى پيوسته شد
واى آن زنده كه با مرده نشست * مرده گشت و زندگى از وى بجست « 3 »
لذا مولوى قدّس سرّه حقيقت يقظه را در درك حقايق و كشف اسرار عالم هستى مىداند ، سالكى كه نتواند منظر حقايق را تماشا كند مردهاى بيش نيست . ايشان با بيان حقيقت عاشوراى امام حسين عليه السّلام نگاه خود را به فلسفه عزا و عزاداران اينگونه توضيح مىدهد :
آن يكى گفتش كه تو ديوانهاى * تو نهاى شيعه عدوّ خانهاى
روز عاشورا را نمىدانى كه هست * ماتم جانى كه از قرنى به است
پيش مؤمن ، ماتم آن پاك روح * شهرهتر باشد ز صد طوفان نوح
هامش
( 1 ) . مراد از اهل تصوف فرقههاى افراطى نيست بلكه صاحبدلانى است كه جلوهء حقيقت و معنويتاند .
( 2 ) . مثنوى ، دفتر اول ، بيت 725 و 726 .
( 3 ) . مثنوى ، دفتر اول ، بيت 1535 و 1536 .