لذا مولاى متقيان على عليه السّلام در اين باره مىفرمايد :
من كان له من نفسه واعظ كان عليه من الله حافظ .
« 1 » كسى كه واعظ نفسانى داشته باشد از طرف خدا او را محافظت مىكند .
همچنين مىفرمايد :
اذا اراد الله بعبد خيرا جعل له واعظا فى قلبه .
« 2 » وقتى خداوند بخواهد به بندهاى خبر برساند براى او واعظى در قلبش قرار مىدهد .
بنابراين آن چه كه موجب بيدارى سالك است همان واعظ درونى است كه انسان را به حركت و رفتن به سوى خدا فرا مىخواند .
شئون يقظه
يقظه شامل سه بحث است :
1 . توجه قلب به نعمتهاى الهى
الاول : لحظ القلب الى النعمة على الاياس من عدّها و الوقوف على حدّها و التفرّغ الى معرفة ا لمنة بها و العلم بالتقصير فى حقها .
توجه قلب به نعمتهاى الهى شامل موارد زير است :
الف ) توجه قلب به نعمتهاى بىشمار الهى .
ب ) عاجز شدن سالك از شمارش آن نعمتها .
ج ) وقوف و آگاهى سالك از اين كه حدى براى نعمتهاى الهى نيست .
د ) شناخت نعمتهاى الهى را براى خلق ناممكن بداند .
ه ) به قصور و ناسپاسى در شكر نعمتها اعتراف كند .
خداى متعال از روى عنايت و محبت ، نعمتهاى بىشمارى را در اختيار بندگانش قرار داه است و آنچه در آسمان و زمين است مسخر بشر ساخته است ،
أَ لَمْ تَرَوْا أَنَّ اللَّهَ سَخَّرَ لَكُمْ ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الْأَرْضِ
« 3 » ؛ آيا نمىبينيد كه آنچه در آسمانها و زمين است همانا خداى متعال تسليم شما گردانيده است ؟
نه تنها نعمتهاى ظاهرى بلكه نعمتهاى باطنى كه انسان از حدود آن بىاطلاع
هامش
( 1 ) . نهج البلاغه ، حكمت 89 .
( 2 ) . بحار الانوار ، ج 72 ، ص 327
( 3 ) . لقمان / 20