است ،
وَ أَسْبَغَ عَلَيْكُمْ نِعَمَهُ ظاهِرَةً وَ باطِنَةً
« 1 » ؛ و نعمتهاى ظاهر و باطن خود را براى شما فراوان نمود .
به همين دليل بشر قادر نيست كه نعمتهاى خدا را بشمارد زيرا احاطه به حدود آن را ندارد :
وَ إِنْ تَعُدُّوا نِعْمَةَ اللَّهِ لا تُحْصُوها
« 2 » ؛ و اگر نعمتهاى خدا را شماره كنيد قادر به احصاء آن نخواهيد بود .
2 . مطالعهء جنايت :
الثانى : مطالعة الجناية و الوقوف على الخطر فيها ، و التشمير « 3 » لتداركها ، و التخلّص من رقها و طلب النجاة بتمحيصها . دوم اينكه سالك بايد گناهان خود را مورد مطالعه قرار دهد و بر مضرات آن واقف شود و كمر همت براى جبران گناهان ببندد و خود را از ذلت گناهان رهائى بخشد و با تطهير نفس در پى نجات و رستگارى خود برآيد .
3 . شناخت عمر گرانمايه :
الثالث : الانتباه لمعرفة الزيادة و النقصان فى الايام التنصّل عن تضييعها و النظر الى الضن بها اتدارك فائتها و تعمير باقيها . سومين بحث پيرامون يقظه ، شناخت سود و زيان ايام عمر است و سالك بايد از اينكه عمر به بطالت طى شود خود را خلاصى بخشيد و در صرف عمر گرانمايه بخل بورزد و آنچه را كه به بطالت از دست داده جبران كند و باقيمانده عمر را غنيمت بشمارد .
لذا عارف شيرازى مىگويد :
عمر بگذشت به بىحاصلى و بو الهوسى * اى پسر جام ميم ده كه به پيرى برسى
كاروان رفت و تو در راه كمينگاه بخواب * وه كه بس بى خبر از غلغل چندين جرسى
هامش
( 1 ) . لقمان / 20
( 2 ) . ابراهيم / 14
( 3 ) التشمّر ( نسخهء كاشانى )