مراتب يك قوّه است كه نامهاى آن بنا بر متعلّقات آن و آنچه در آن استعمال مىشود مختلف و گوناگون ميگردد .
پنجم : عقل همان نفس ناطقه و گوياى آدمى است كه به آن تمييز داده مىشود از همهء چهارپايان .
ششم : عقل چيزى است كه فيلسوفها ( دانشمندان بفلسفه و باريكبينان در مسائل علميّه ) آن را پذيرفتهاند ، و به گمان خودشان اثبات و پابرجا نمودهاند كه او جوهر مجرّد ( موجود قائم بنفس ) قديم و ديرينه است كه با لذّات و بالفعل براى او مادّهاى ( چيزى كه از آن تركيب شده و به آن قائم باشد ) نميباشد و لازمهء اعتقاد و باور نمودن سخن ايشان كه آن را بيان كرده و گفتهاند انكار و نپذيرفتن بسيارى از ضروريّات دين ( آنچه را كه شخص مسلمان ناگزير است ، از اعتقاد داشتن و عمل نمودن به آن ) است از قبيل حدوث و نو پيدا شدن عالم و جز آن كه
بحار الأنوار ( ج 1 و 2 ) ( بنادر البحار ، كتاب العقل و العلم و الجهل ) ( فارسى ) — صفحة 37
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٣٧