عرب درك كردن و دريافتن و فهميدن و شناختن چيزها است ، و در اصطلاح ( اتفاق و همرأى شدن گروهى بر وضع معنائى براى لفظى سواى معنى اصلى آن ) اطلاق او بر امور و چيزهائى است : يكم : عقل همان قوّه و توانائى دريافتن خير و نيكى و شرّ و بدى و تمييز و جدائى ميان خير و شرّ و قدرت داشتن بر شناختن اسباب و ابزار كارها و خود اسباب و شناختن آنچه را كه به آن ابزار مىرساند و از آنها منع نموده و باز ميدارد ، و عقل به اين معنى مناط و جايگاه تكليف ( حكم و فرمان ) و پاداش و كيفر است .
دوم : عقل همان ملكة و حالت و چگونگى است در انسان كه او را ميكشد ببر گزيدن خير و نيكى و نفع و سود ، و دورى گزيدن از بديها و زيانها ، و آنچه در بسيارى از مردم ديده
بحار الأنوار ( ج 1 و 2 ) ( بنادر البحار ، كتاب العقل و العلم و الجهل ) ( فارسى ) — صفحة 33
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٣٣