تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أصول المعارف — صفحة مقدمه 343

مساهمون:

صمقدمه ٣٤٣
قونوى اشعارى را كه در حاشية نقل شد از - رابعه - نقل كرده است خلاصهء مضمون آن اينست كه : حبّ هوى ، ناشى از مناسبت ذاتي است كه بأمري معلل نيست وعلت آن فقط ذاتست ولا غير ، واما حبّ ناشى از اهليّت ، علت وسبب آن علم به اهليت محبوب است جهت حب ودوستى . رحمت خاص ناشى از عنايت حق وخيرات حاصل در جنت ودرجاتى كه براي برخى از نفوس از جهت سرّ تعلق مىگيرد ومعلل بعمل نمىباشد ، مستفاد از روايتي است كه عامه نقل كرده‌اند وشايد ناقل أبو هريره است « انه يبقى ( 1 ) في الجنة مواضع خالية ، يملأها اللّه بخلق يخلقهم لم يعملوا خيرا قط » . از باب آنكه در آيهء شريفه وارد است كه بهشت وجهنم پر ميشود از أهل رحمت وغضب ، وچون بعضي از جاهاى بهشت خالى مىماند بعضي از كساني را كه أصلا عملي كه موجب استحقاق رحمت آنان شود ، بجا نياورده‌اند براي امضاى حكم سابق داخل بهشت مينمايد . رحمت ديگرى كه فائض از رحمت ذاتي حق است ولى از آن ممتاز است بقيود كه از آن قيود است حكم وقضاى إلهي
« كَتَبَ رَبُّكُمْ عَلى نَفْسِهِ الرَّحْمَةَ »
واين رحمت مقيد است بشرائط از اعمال حسنه وأحوال مناسب شمول رحمت وآنچه كه مطمع إبليس است اين قسم از رحمت نمىباشد چه آنكه متعلق طمع شيطان رحمت امتنانيه است كه مقيّد بقيدى نمىباشد وهمه را شامل ميشود . قونوى چون بهشت را بر سه قسم تقسيم نموده است : جنت اعمال ، وجنت اختصاص ، در تفسير گفته است : « رحمتا البسملة للتعميم والتخصيص ، ورحمتا
هامش
- فرقان عظيم واگر تكرار شود قادح در سعهء تجلى إلهي است كه : ان في جمال اللّه سعة لو تكرر - لضاق ، لذا سلطان أهل توحيد على أمير أوليا فرموده‌اند حق تعالى در كلام خود متجلي است وشما نمىبينيد ، تجلى حق در كلام خود بر طبق تجلى در نظام وجود است لذا مراتب وجود سعى واطلاقى قرآن بر طبق درجات وجود است كساني كه به مطلع كلام إلهي رسيده‌اند جميع درجات وجود را از اين مقام ، كه مقام تعيّن حق باسم - المتكلم - است شهود نمايند .