حقير صريحا اعتراف مىكند كه در كارهايش نقائص فراوان وجود دارد ، ولى أهل علم تصديق مىفرمايند ، كه به تنهايى وبدون يار ومددكار ، در بثمر رسانيدن كارهايى از اين قبيل كه هم به تفكر ومراجعه بأفكار ودقت در آثار مهم فلسفي وعرفانى ، وهم به تتبع فراوان احتياج دارد ، انجام كار بهتر از اين ، از عهدهء نگارنده خارج است .
استنساخ نسخ بدخط وتهيهء نسخ با دست خالى ، تصحيح أوراق چاپى وغير اينها از عهده يك نفر ساخته نيست . تأليف منتخبات فلسفي وانتشار آن با شرح ومقدمه وتعليق بزبان فرانسه به وسيله دانشمند فقيد پروفسور كربن كه صلاحيت انجام اين مهم
هامش
- بداند ، كافر است ! لا بدّ نظر قائل اين است كه لازمهء اين قول تركيب در مبدأ وجود است ، چون حق اوّل مجرد است واگر غير از أو مجرد باشد ، با حق اوّل مشترك است در معناى تجرد ، جهت اشتراك ، ملازم است با جهت امتياز ولازم مىآيد تركيب حق اوّل از جهت اشتراك ومنشأ امتياز . وبايد دانست قائل به اين قول أصلا بضاعت علمي در كلام ندارد ، براي آنكه بايد لا أقل در كتب كلامي معروف ، اين معنى را ديده باشد كه أهل كلام ، از جمله علامه حلى گويند : تجرد از أمور سلبى است ودر أمور سلبى تركيب لازم نمىآيد ، ونيز تجرد ، از معاني عامه ومفاهيم مطلقه است كه مثل وجود وشيء وامر ، بر حقايق متباينة واقع در مقولات مختلف صدق مىنمايد .
قائلان به تجسم ، يعنى مجسمه را كسى تكفير نمىنمايد زيرا آنها با آنكه حق را جسم مىدانند بلوازم آن ملتزم نيستند لذا گويند : وهو تعالى جسم ، لا كالأجسام . يكى از علل كم رشدى فلسفه در برخى از ادوار ، ويكى از موجبات عدم تظاهر جمعى از أكابر ونيز نيافتن فلسفه مقام كامل خود را ، همين مسأله تكفير وانتساب ارتداد ، به أعاظم أهل معرفت است . خيلى نادر افتاده است فيلسوفى بتواند از اين تعرض دامنه دار مصون بماند ، مگر اشخاص نادرى مثل خواجهء طوسي وميرداماد وبعضي ديگر ، كه مسلميت آنها مانع مىشده است كه دهنكجى أهل ظاهر مفيد واقع شود . أغلب فلاسفه بخصوص حكماى شيعي مذهب در علوم نقلي نيز متبحر وصاحب نظر بودهاند ، وأصولا ديده نشده است كه فيلسوفى نسبت به تعاليم عاليه اسلام ( أصولا وفروعا ) ذرهيى تشكيك نمايد ، ويا آنكه بين حقايق وارده از غيب وجود ، توسط أنبياء وأولياء ودلائل عقلي تعارضى موجود باشد اختلاف در كيفيت فهم وادراك معارف اسلامى ونحوهء تلقى حقايق از كتاب وسنت است ، ونمىتوان معتقد شد كه شخصي كه در مسائل كلامي راجل است وعمر خود را صرف بحث در فروع وأبواب عبادات ومعاملات و . . . نموده با شخص ورزيده در أصول وعقائد وبحاث در معارف ، در معرفت ربوبي در يك رتبه باشند ، أكثر اختلافات از اين اينجا برخاسته است ، وجمعى نخواستهاند بفهمند كه در أصول وعقائد نيز بايد بدرس أستاذ حاضر شد ، وتكليف در اين باب ، بسيار مشكلتر است ، محققان از علماى اعلام باين امر توجه داشتهاند ، عالم بزرگوار مرحوم آقاى حاج ميرزا احمد كفايى فرزند مرحوم محقق خراساني آقاى آخوند ملا كاظم « رحمة الله تعالى عليهما » كرارا براي بنده نقل فرمودند كه مرحوم ( آقاى آخوند ) هميشه مىفرمودند كسى كه در علم معقول تخصص ندارد از عهدهء فهم اخبار آل محمد ( ص ) در أصول عقائد برنمىآيد .