قول به حركت جوهريه حدوث جسماني نفس ناطقه انساني است واز اين طريق كثيرى از مشكلات حل ميشود از جمله قول بقدم نفس ناطقه واز جمله اعتقاد بمعاد جسماني وحشر أجساد عالم علاوة بر أرواح .
در مسأله نفس وكيفيت وجود آن عقائد مختلف است وروى أصول شيخ وديگر حكماى اسلامى كه نفس را روحاني الحدوث ميدانند اشكالاتى وارد ميشود از جمله آنكه امكان ندارد مجرد بتمام ذات به مادة تعلق گيرد واز ناحيهء مادة جسماني كامل شود اگرچه كمال عرضى باشد واز اين اشكال شخص متدرب در فن پىميبرد به آنكه نفس نيز در اوّل وجود وطليعهء ظهور عين مواد وأجسام است وبه تدريج بمقام تجرد برزخي وتروحن تام ميرسد .
باين مهم نيز بايد توجه داشت كه امكان بر دو قسم است ، امكان ذاتي وامكان استعدادي ، ناچار موجودات متصف بامكان بر دو قسمند ، قسمي كه نفس امكان ذاتي كافى است از براي قبول وجود از مبدأ فياض ، وبرخى از موجودات از آنجا كه در مادة حادث ميشوند بامكان ديگرى كه امكان استعدادي باشد علاوة بر امكان ذاتي احتياج دارند واگر امكان منحصر بود بذاتى ، ناچار فيض وجود بايجاد سلسلهء نزولى وجود كه عقول طولى وحقايق برزخي باشد متوقف مىشد ورجوع بحق وقوس صعودى متحقق نمىشد ، وبرخى از أسماء حق اوّل داراى مظاهر تابع اين أسماء در مقام خفاء ذات بدون اظهار حكم واثر معطل از تأثير ميماندند ودر نتيجة مظهر تامى كه محل ظهور جميع أسماء كليه وجزئيهء حق متعال است كه داراى مظاهر إلهية متفنن است بعرصهء وجود نمىآمد .
برخى از متكلمان كه وجود ملكوتي را انكار كردهاند وملاك احتياج ممكنات را حدوث دانستهاند تصريح كردهاند كه موجود معلول محققا بايد مسبوق الوجود بعدم زماني باشد واز باب قياس كليهء ممكنات به خود كه حادث زمانىاند واز باب
أصول المعارف — صفحة مقدمه 237
مساهمون: الفيض الكاشاني
صمقدمه ٢٣٧