بر كثيرى از اعلام عصر از جمله به أستاذنا الحكيم الإلهي عرضه داشتم وكسى جواب درستى بما ندارد ) .
اين وحدت مراتب در أطوار حركات جوهري محفوظ است باين معنى كه در جميع مراتب حركت صورت از مقام مادة واستقرار در رحم طبائع تا رسيدن بمقام سكون وثبات وآرامش وتجرد تام بحسب استعدادات موجود در قواى متحرك وجودي واحد سارى در اين مراتب موجود است كه بنا به فرض حركت در أصل عام وجود - ما منه وما إليه وما فيه - وجود است بحسب أطوار وشؤون ودرجات ومراتب لازم ذاتي وجود مشكك داراى عرضى عريض واز اين اينجا شخص وارد بعويصات باين أصل اساسى پىميبرد كه منكران حركت در جوهر هميشه در مقام ايراد باين مسأله ، واقامه دليل بامتناع احكام ماهيت را جاى در احكام وجود نمودهاند وبالآخرة بين احكام وجود وماهيت خلط كردهاند واز روى انكار تشكيك در ذاتيات مطلب اساسى ومسلمى را انكار كردهاند كه حكم آن در جميع مسائل فلسفي جارى است انكار معاد جسماني كه يكى از ثمرات انكار در أصل ذوات وجواهر است .
تحقيق مشرقى
بايد دانست كه در نزد اولياى حكمت وسلاطين مدائن معرفت بين هر علت وخالق بالذات ومعلول ومخلوق از جهتي كمال مناسبت موجود است ودر عين حال كمال مباينت نيز حاصل است چه آنكه معلول مقام نازل ورشح وظهور علت وبتمام هويت وجودي عين فقر وفاقه ونفس ربط بعلت است لذا علت مطلقهء أشياء بتمام هويت وذات بىنياز صرف است ومخلوق وصنع أو فقر صرف وفاقه محض وربط محض است بآن حقيقت مطلقه إلهية وهيچ موجودى در مقام ومرتبهء وجود صرف غنى محض وجود ندارد وأو در مقام غناي ذاتي بغير خود ننگرد كه :